تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
راه است ، در كنار راه ديديم كه سرباز و سالدات به فاصله در طرفين حركت مىكنند ، معلوم شد كه براى محافظت راه امپراطورى است كه هروقت ازين راه به پطر يا جاى ديگر مىرود كسى راه‌آهن را آتش نزند و تفنگى نيندازد كه اسباب خطر باشد . رسيديم به استاسين كاچينا ، معلوم شد كاچينا جاى بزرگى است و همه چيز امپراطور از جاى ، نوكر و غيره در اينجا دارد ، اينجا كه رسيديم تلگرافى از وزير دربار رسيد كه جهانگير خان عقب مانده بود ، آدم او را در استاسين كاچينا بگذاريد تا خود او با واگن مخصوص يكساعت ديگر به شما برسد . آدم جهانگير خان را گذارده خودمان رانديم . به استاسين لوكا كه رسيديم مردم براى خوردن شام پياده شدند قدرى هم طول كشيد ، يك دفعه ديديم جهانگير خان رسيد ، پرسيدم چطور شد عقب ماندى عرض كرد از منزل امپراطور كالسكه‌چى مرا جاى ديگر برد [ 122 ] وقتى كه رسيديم ترن رفته بود ، امپراطور مرا ديد و خيلى اظهار مهربانى كرد و مرا با گار و ترن خودش الى كاچينا آورد ، از آنجا يك ترن مخصوص داد مرا رساند اينجا در اين استاسين لوكا كه همراهان شام مىخوردند ، من هم پياده شدم توى استاسين رفتم گردش كردم ، استاسين بزرگى است ، طالارهاى بزرگ براى شام دارد ، امپراطور هم اغلب از كاچينا به اين استاسين آمده شب مىماند و به شكار مىرود ، مىگفتند توى اين جنگل هم خرس دارد . پس از توقف حركت كرديم و رانديم رانديم ، شام را هم توى ترن خورديم . اطراف اين راه امروز جنگل زياد بود ، زمينهاى خشك و بد در طرفين ديده شد ، شب را راحت و خوب خوابيديم .

روز دوشنبه 26 رمضان :

امروز ساعت هفت از ظهر گذشته وارد ورشو بايد بشويم . صبح از خواب برخاسته رخت پوشيدم ، اطراف راه جنگل زياد و زمينهاى خشك زياد باز بود ، ديده شد و همينطور رانديم ، ديشب از شهر دينابور گذشته بوديم ، من خواب بودم ، گفتند قلعه بزرگ بسيار محكمى داشته است . اميرال پيش به من گفت كه قرار داده‌اند در اين قلعه دينابور شليك توپ بكنند ، اگر شما خواب باشيد چه كنيم ، گفتم خير شليك نكنيد لازم نيست . خلاصه رانديم رانديم تا رسيديم به استاسين ويلنا ، جمعيت زيادى بود ، سرباز [ هائى ] ايستاده بودند موزيك مىزدند ، از ترن پياده شده از جلو سربازها و سالدات گذشتيم و آمدم به ترن . حاكم ويلنا و كرونا و كونو ، كه سه ايالت است د [ ر ] اينجا ديده شد
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 158 | ناصر الدين شاه قاجار