راهش نرم است و بد نيست ، اما در سرازيرى اگرچه كالسكه مىرفت و عيبى نداشت پياده شده با اسب آمديم و سرازيرش هم چندان [ 215 ] امتدادى نداشت . در آخر سرازيرى رودخانه بسيار كوچك گلآلودى از چپ به راست مىآمد ، پل سهچشمه از قديم بر روى آن ساخته بودند . عبور شد ، قدرى كه پايينتر آمديم كاروانسرايى كه از عهد شاه عباس سرپوشيده ساختهاند ، ديده شد ، اما خرابى دارد ، بايد تعمير شود . دست راست جاده آنجا سوار كالسكه شده رانديم ، در اين طرف كدوك شبلى اصل هيأت زمين و وضع كوهها عوض مىشود ، كوههاى دست راست به جاده نزديكتر و رنگ آنها مختلفتر مىشود ، كوههاى دست چپ خيلى دور تر مىشود ، يعنى بعد از يك ميدان كه نزديك به جاده هستند و بعد دور مىشوند و هر ده ماهورهاى كوچك تشكيل مىدهند تا منتهى مىشوند به دامنهء سهند و سلسله كوههاى سهند . از اينجا بطور ديگر پيدا است كه كشيده شده است ، از ما بين جنوب و مغرب سمت شمال مشرق و اين كوه سهند چيز غريبى دارد كه در هيچ سلسله كوههاى بزرگ نديدم و آن اين است كه مركب است از قلههاى متعدد كه مىتوان گفت در اين سلسله سهند هزاران قله و برآمدگى دارد كه هر يك به شكل مخروطى و [ كله ] قندى است و پر از برف است .
خلاصه رانديم ، دست چپ ده سعدآباد است كه پيدا بود و اطراف اين ده جلگه و تماما چمن است ، رودخانه از ميان اين چمن مىآمد مىگذرد و به سمت دست راست و مىرود توى كوهها و درهها . چون عبور اين رودخانه از چمنزار و در زمستان و ساير ايام هميشه گل و باتلاق و به متردّدين صعب و سخت مىگذشت حاجى شيخ تاجر قزوينى كه از معتبرين تجار آذربايجان است و در تبريز اقامت دارد و تجارت مىكند ، پلى در روى اين باتلاق ساخته است [ 216 ] خيلى خوب و تسعير و طولانى كه انصافا كمال تمجيد را داشت ، خود حاجى شيخ در ابتداى اين پل به حضور مشرف شد و كمال تحسين در اهتمامى كه در ساختن اين پل كرده بود از او به عمل آمد . از چيزهاى عجيبى كه امروز
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 32
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٣٢