تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
عرضه‌چىهاى عجيب اينجاها پيدا مىشود . مىآيند عريضه در دست يك بار مىدوند رو به كالسكه و همه يك دفعه داد زده به روى شكم به زمين مىافتند و خاك بر سر مىكنند و خودشان را مىزنند خيلى خنده دارد . كاروانسراى بزرگى از قديم در جمال‌آباد هست ، چادرها را [ 203 ] توى باغى زده‌اند . شكوفه هلو ، سيب ، بادام و غيره داشت . اسفند هنوز اينجاها گل نكرده است . نزديكى جمال‌آباد دهى است [ به نام ] كوشن ، آقا محمد على مىگفت دنبلانهاى « * » بسيار خوب دارد و آورده بود . دنبلان تازه خوب بزرگ ، ان شاء الله تعالى بايد چاپار بعد از اين تازه‌تازه به تهران بياورد .

روز دوشنبه 18 [ ربيع الثانى ] :

بايد برويم ميانج ، صبح برخاسته سوار اسب شدم . چون راه كالسكه اينجاها بسيار بد است همه سرازير سربالاست . از ده جمال‌آباد گذشتم . چندان خانوار ندارد . چند خانه خوب قلى خان قره‌سوران و غيره آنجا دارند . كاروانسراى قديم دارد ، خراب است ، بايد حكام بسازند . رانديم ، همه جا سرازير ، دره ماهور تا يك فرسنگ مىرسد به رودخانهء قزل‌اوزن كه از طرف جنوب مىآيد سمت شمال شرق . خلاصه رسيديم كنار رودخانه ، ميرزا جعفر سلماسى نوكر قديم ما برادر ميرزا مهدى است ، با حاجى مطلب خان تفنگدار ديده شدند ، صحبت شد . بعد رانديم ، از پل گذشتم . پل سرچشمه دارد ، وسط خيلى طاق بزرگ دارد ، پل خراب است ، بايد وليعهد بسازد . آب زيادى مىرفت ، صحرا همه سبز و
هامش
* دنبلان : 1 - قسمى از سماروغ [ قارچ ] مأكول كه بدون ساقه و بدون ريشه در زمين پديد آيد و ماروغ نيز گويند ( ناظم الاطباء ) ( 2 ) - نوعى از قارچ يا سماروغ كه در جاهاى مرطوب مىرويد و آن را در روغن تف مىدهند و مىخورند ( فرهنگ عميد )
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 15 | ناصر الدين شاه قاجار / فاطمه قاضيها