باوجوداين در همين جنگ آخر با عثمانلو بعد از شوريدن بعضى از طوايف چركس و داغستانى حوالى سوخوم قلعه ، اين چچنها هم بناى شرارت و هرزگى گذاشتند و از خودشان رئيس پيدا كردند تا اينكه بعد از چند جنگ ، دولت روس همه را تنبيه و سياست كرده آرام شدند . بسيار مردمان قوىبنيه هستند و بسيار احمق هستند ، مثل حيوانات مىمانند ، لباسشان شبيه به قزاق است ، بلكه اصل لباس لزگى « * » و چركسى اين است . قزاقها اقتباس كردهاند ، خيلى بلند قامت و بسيار قوىبنيه و درشت استخوان هستند ، زنهاشان اغلب لباس قرمز مىپوشند ، وضع لباس زنهاشان بعينها مثل طوايف تركمان است ، خودشان هم كمال شباهت صورى و معنوى به تركمانها دارند و اصل اين طايفه از طوايف مغول « * » است كه بعد از قتل و غارت ايران و تركستان از راه قفقاز به اين زمين صحراى روسيه آمدند و اينجاها از همان وقت سكنى گرفتند ، چون اين صحراها پرعلف است براى مالچرانى و گلهنگاهدارى و پرورش ماديان و ايلخى بهترين جاهاى دنياست . به همان سبب ماندهاند الى حال . در ايالت ترك بايد صد و بيست هزار نفر طايفه چچن باشد ، اما قزاق هم كه مخلوط به اينهاست هيچ كمتر از چچن نيستند ، برحسب قوت بدن و سلامت مزاج و رشادت و سوارى است بلكه از چچنها هم بهتراند ، اما چون دولت از قزاق سوار و نوكر مىگيرد و از چچنها نوكر نمىگيرد ، اين است كه قزاقها تربيت شده در علم سوارى و غيره از آنها برترى دارند ، اما از چچنها در وقت ضرورت نوكر چريك مىگيرند .
قزاقها در دهات كه نشستند زراعت مىكنند بههيچوجه ماليات نمىدهند ، مالياتشان همان سوار است [ 363 ] اسب و لباس و قمه و زين ، يراق و طپانچه پاى خودشان است ،
هامش
* اصل : لگزى
* اصل : موغول