تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
اسلحه تفنگ و قورخانه را دولت مىدهد ، در سفرها جيره هم مىدهند . زنهاى قزاق‌ها هم بعينها صورتا شبيه به تركمان هستند اما لباسشان به طرز روس و ارامنه است . در ميان مردها و زنهاى قزاقها و چچن رنگهاى الوان پوشيدن بسيار مرغوب است . سرخ ، زرد و غيره . قزاق و چچن خيلى اعتقاد به ريش زياد دارند ، اغلب ريش بلند بزرگ دارند ، اما رنگ ريش هم اغلب بور و زرد است . خلاصه رانديم . ديشب خيلى باران آمده بود ، زمينها گل و بىگرد و خاك بود ، امروز الى منزل كه اسمش گروزنوآى است صد و چهار « * » ورس روسى است كه تقريبا 14 چهارده فرسنگ است . الى سه فرسنگ كه رانديم صحراى صاف و همه پر از گل سفيد و زرد و آبى و غيره بود ، صحرايى بود مثل بهشت . بعد كم‌كم هر ده ماهورها نزديك به هم شد . به رودخانه كوچكى رسيديم ، اسمش سونجا است . پلى داشت ، گذشتيم ، به ده ناصر كورت كه سكنه آنجا طايفهء آنقوشها هستند رسيديم كه از همين ده قزاق و چچن مىنشينند ، الى آخر آنقوش [ كه ] تيره [ اى ] از طايفهء چچن است و زمين اينجاها عوض مىشود ، از آن زيادى گل و طراوت « * » افتاد ، الى گروزنوآى صحرا سبز و خرم است ، اما مخلوط به خارشتر و ساير بوته و علفهاى هرزه . دست راست همه جا رودخانهء سونجا از دور مىرود . آن طرف رودخانه صحرايى جنگل است ، اما نه بلند ، بعد از آن الى دو فرسنگى مىرسد به تپه‌هاى بزرگ شبيه به كوه كه همه جنگل است ، پشت سر اين تپه‌ها خيلى دور تر سلسلهء كوه بزرگ بلند قفقاز است كه از درياى سياه الى بحر خزر كشيده شده است و هميشه اكثر اوقات قله‌هاى اين كوهها مه و ابر است و نمىشود ديد . كمتر اتفاق مىافتد كه اين كوهها از مه و ابر خالى باشد و
هامش
* اصل : صد و 4 * اصل : تراوت