دالانى را طى كرده به اطاق امپراطور رسيديم ، همان اطاقى است كه روز اول از امپراطور بازديد كردم ، امروز براى وداع رفته بوديم ، امپراطور تا اطاق 2 استقبال كرد ، دست هم را گرفته به كابينهء امپراطور رفته روى صندلى نشستيم ، سپهسالار هم نشست ، خيلى صحبت شد بعد برخاستم ، امپراطور تا دم پله آمد ، بعد برگشت . ما رفتيم منزل ، بلافاصله امپراطور به منزل ما بازديد آمد ، باز من تا دم اطاق 2 استقبال كردم ، دست هم را گرفته آمديم ، در روى صندلى نشستيم ، سپهسالار هم نشست ، صحبت شد ، بعد امپراطور وداع كرده رفت .
بعد از آن نونس پاپ آمد ، اسمش « لوئى تاىاوبينى » بود ، مرد زرنگ خوش محاوره [ اى ] بود ، بعد از آن ايلچى كبير فرانسه آمد ، اسمش « كنت دوگه » مرد قابلى [ به ] نظر آمد ، سياحت زياد در شامات و آن صحراها كرده است و تفحص در پيدا كردن مسكوكات قديم و آثارهاى قديمى زيرزمينهاى شهرهاى خرابههاى آن صفحات داشته است ، مستشار خود را هم كه اسمش « رينگ » بود معرفى كرد .
بعد ناهار خورده سوار كالسكه شده ، رفتم به باغ و عمارت شمبرون امپراطور ، عضد الملك در كالسكه پيش ما نشسته بود ، عكاسباشى ، موچول خان بودند ، رفتم با كالسكه توى باغ پياده شدم ، دم درياچه و فوارههاى آب و بالاى آبشار كه به حوض درياچه مىريزد و خيابانها و غيره خيلى گردش كردم . حقيقتا در فرنگستان به صفاى اين باغ كمتر ديده شده است ، از ميان درياچه دو فواره مىجهد كه هريك سى و دو ذرع ارتفاع دارد و جستن مىكند ، خيلى عجيب است و آبش هم زياد ، انسان از تماشاى آن سير نمىشود و از بالاى سنگها كه حجاريهاى خوب كردهاند [ 350 ] آب مثل آبشار ، خيلى وسيع و عريض پرصدا توى درياچه مىريزد زن و مرد ، بچه زيادى جمع شدند .
زنها و دخترهاى بسيار خوشگل داشت كه همه جا با ما همراهى مىكردند ، هر نقطه كه مىرفتم حاضر بودند و ابدا خستگى نمىفهميدند .
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 236
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٢٣٦