كشيشان شاخ مرال ، نيزهها ستاره بوده است .
خلاصه عمارت خوبى است ، پلههاى زياد خورده مرتبهء بالا مىرود ، اول قدرى در مرتبهء پايين در اطاقها ايستاديم ، اطاقها و عمارت بسيار ساده است ، سفيدكارى است ، شاهزاده ، چينى كهنه زيادى از قديم جمع كرده به ديوارها نصب كرده است و اهتمام كرده است كه چينىها يك رنگ باشند ، به رنگ بنفش ، حتى از بشقابهاى قديم چينى كار اصفهان عهد صفويه گذاشته بود ، پردههاى اطاق هم پارچهاش به رنگ همان چينىها از چيت است . روى صندليها ، نيمكتها همه به رنگ چينىهاست .
خلاصه شاهزاده از انواع گلها بسيار خوشش مىآيد . توى اطاق گلهاى خوب گذاشته بودند . بسيار معطر و جورهاى غريب .
رفتم مرتبهء بالا براى شام . اگرچه روز است ، اما شام بايد خورد ، اطاقهاى بالا هم همانطور سفيدكارى و چينى بنفش در ديوارها ، ميز طولانى كوچكى براى پانزده نفر حاضر بود ، نشستيم ، گلهايى كه روى ميز شام دور گلدانها و ظروف چيده بودند گل يك جور وحشى صحرايى بود كه در صحراهاى ايران هم خيلى است . چون به رنگ گل كاسنى و بنفش است و رنگ چينىهاى ديوارهاى اطاق است . از اين نوع گل زياد روى ميز چيده بودند . [ 331 ]
چون پدر شاهزاده 4 ماه است مرده است عزادار است ، موزيكان سر شام نزدند . شام بسيار خوبى خورده شد . بعد آمديم اطاق پايين قدرى نشسته ، صحبت شد . بعد سوار كالسكه شده رفتيم براى تالار كنسرت « * » شهرى ، يعنى تالارى است كه شهر « * » ساخته است ، اينجا اعيان اشراف در هر موقعى جمع شده ساز مىزنند ، مىرقصند ، آوازه مىخوانند .
رفتيم ، اهل شهر ما را دعوت كرده بودند به آن تالار ، از رودخانه از پل گذشته دم
هامش
* اصل : كنسر
* در اصل عبارت به همين صورت بوده است شايد حاكم شهر بوده است يا در شهر .