ما به كالسكه نشسته به عمارت دولتى كه سفر اول هم آنجا منزل داشتيم رفتيم .
تفصيل اين عمارت و اين شهر را در روزنامه سابق فرنگستان نوشتهام ، ديگر لازم نيست مجددا شرح داده شود . آمديم منزل و بعد از شام خوابيديم .
در پاريس حساب كردم از جلو هتل منزل ما در هر ساعتى چهارصد كالسكه و عراده باركش و امنىبوس كه كالسكهء بزرگى است دو اسب مىكشد و پنجاه نفر بيشتر آدم سوار مىشود مىگذرد ، متصلا كه هيچ قطع نمىشود ، نه شب ، نه روز ، نه صبح .
يك هتل تازه خيلى خوب و بزرگ امسال تازه ساختهاند كه هنوز هم ناتمام بود ، اما مىتوان گفت تمام است ، اسمش هتل كنتينانتال است ، بسيار خوب هتلى است ، سابق در اين زمين عمارت وزير ماليه بوده است يعنى دولتى ، كمونها بعد از جنگ پروس آتش زده بودند ، دولت زمينش را فروخت مهمانخانه ساختهاند .
موسيو لئونتيه وزير ماليه حاليه فرانسه روزى به حضور آمد ، آدم بسيار قابلى است ، خيلى صحبت شد از وضع ماليات گرفتن از رعيت سؤال كردم ، چيزها گفت كه حيرت كردم ، با اينكه اسم آزادى به خودشان گذاشتهاند از همه مقيدتر هستند و در حقيقت زير زنجير هستند . مثلا هركس در شهر خانه دارد بايد سالى مبلغى ماليات بدهد ، به اين معنى كه مىسنجند اين خانه را اگر اجاره بدهند سالى چه مبلغ است اگر قابل اجاره صد تومان است بيست تومان بايد به دولت بدهد ، هزار تومان صد تومان و همچنين . هر كس سگ دارد بايد پول بدهد ، هركس گربه نگاه بدارد ماليات گربه را بايد بدهد ، اسب كالسكه ، هر چيزى كه شخص دارد بايد يك ماليات علىحده به اسم آن شى بدهد [ 329 ] .
از پاريس الى سالزبورگ بيست و هشت ساعت آمديم ، چهار ساعت ايام توقف كالسكهها در راهها حساب مىشود ، بيست و چهار ساعت اتصالا راه آمديم ، ساعتى ده فرسنگ راه آمديم ، دويست و چهل فرسنگ را در 24 [ ساعت ] طى كرديم . حاكم قلعه
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 209
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص٢٠٩