سالزبورگ « * » برويم .
دو روز است گلويم درد مىكند ، از اين جهت اندكى كسل بودم . قدرى ميوه از خيار ، آلبالو ، هلو و غيره خوردم ، افاقه شد ، صحراها همه سبز ، خرم ، هنوز كه وسط سرطان است هيچ آثار تابستان پيدا نيست . گندم هنوز سبز است ، جو قدرى زرد شده است .
[ 327 ] انواع اقسام گلها لالهء سرخ و غيره پر بود ، صحرا ، مثل اول بهار سبز و خرم بود .
زراعت و آبادى خاك فرانسه بيشتر از جاهاى ديگر است ، همان خط و راهى است كه در آمدن پاريس ديده بوديم ، بيشتر راه و شهرها را چون آن وقت در شب عبور كرده بوديم ، اين دفعه آنچه نديده بوديم ، تماشا شد ، از استراسبورگ شب عبور شد در شهر اولم كه يكى از شهرهاى آلمان و متعلق به مملكت باوير است ، توى واگون از خواب برخاستم ، يك ساعت آنجا كالسكهها ايستاد ، جمعيت زيادى از حاكم شهر و صاحبمنصبان نظامى كه متوقف آنجا هستند حاضر شده بودند بعد از پوشيدن رخت احضار شدند ، توى واگون آمدند حاكم نظامى و قلمى بودند . اين شهر دورش خندق و قلعه محكم دارد علاوه بر آن در روى تپهء بلندى كه مشرف به شهر است ، باز قلعهء ديگر علىحده دارد و قلعههاى كوچك و باستيانها و غيره بسيار دارد . قشون اين مملكت در تحت حكم امپراطور آلمان است ، پادشاه اين مملكت هم در حقيقت مطيع احكام امپراطور آلمان است ، اين همان شهر است كه ناپلئون اول محاصره كرده . جنرال ماك سردار كل قشون اطريش را كه در قلعه محصور بود با سى هزار قشونش مجبور به تسليم كرد و شهر را گرفت .
خلاصه رودخانه هم مىگذرد از شهر ، اسمش . . . « * » حركت شد . رو به سالزبورگ .
هامش
* اصل : سالسزبورق
* جاى اسم رودخانه در متن خالى است .