تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
بايد گذشت تا در آن سد راه را باز كنند و ببندند ، نيم ساعت طول دارد ، اما كالسكه اسبى و راه‌آهن به خط مستقيم مىرود و اين سد كه اكلوز مىگويند براى اين ساخته شده است كه كشتى بزرگ بتواند در رودخانه سير كند . چون بعضى جاهاى رودخانه گود نيست و سراشيب است ، اين سدها آب را بالا آورده كشتى مىگذرد و بستن و باز كردنش بدين تفصيل است . از پاريس الى سن‌جرمن دو مكان اين اكلوز هست . در جايى جزيرهء كوچكى پيدا شده و آب دو شعبه مىشود ، يك شعبه او را سد مىبندند به اين‌طور كه طرفين آنجا را يعنى اين شعبه رود را با سنگهاى محكم ساخته‌اند ، عرضش هفت الى هشت ذرع ، طولش الى پانزده بيست ذرع است و بسيار گود است ، يعنى الى پانزده ذرع دو در آهنى محكم اين طرف و آن طرف رودخانه ساخته‌اند كه با اسباب مكانيك كه يك نفر و دو نفر چرخ مىدهند در بسته و باز مىشود و اسباب ديگر است كه او را هم مىچرخانند ، آب ميان سد كم يا زياد مىشود هميشه اين دو در بسته است ، هروقت كشتى مىرسد بايد اول درى كه آب رودخانه قاطى مىشود به توى سد باز كنند تا كشتى داخل شد فورا آن در را مىبندند آب سد يا كم است يا زياد . بايد طورى بشود كه سطح آب توى سد با آب پايين سد كه رودخانه است يك مساوى بشود آن‌وقت چرخ را پيچانده در باز مىشود و كشتى مىرود و هميشه غواصهايى « * » چند با لباسهاى كوچو كه مداد پاك‌كن باشد و كلاه عجيب كه چشمها و كله از شيشه است و زير آب كه مىرود از بالا با اسبابى كه باز بسته به كوچوست هواى تازه در زير آب به دهن غواص مىرسانند كه تا ده ساعت مىتواند با كمال راحتى زير آب كار كند . يكى از غواصها را با همان لباس در سد آخر ديدم ، گفتم رفت زير آب ، خيلى تماشا داشت . و در رودخانه يك اسباب ديگر ساخته‌اند خيلى
هامش
* اصل : قواصهاى