تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
ديده شدند از اين قرار است ، و الا سايرين روز اسب‌دوانى هم اينجا بودند مثل فرانسوادسيز كه شوهر ملكه اسپانيول است و پدر پادشاه حاليه ، اما ملكه مدتى است او را دوانده است [ 308 ] مارشال سواره با صاحب‌منصبان و اتاماژورها آمدند . چند سوار عرب الجزايرى « * » جلو مارشال مىتاختند ، مارشال اول رفت ، جميع صفوف سواره و پياده توپخانه را به تعجيل تمام گردش كرده آمد وسط ميدان ايستاد ، با صاحب‌منصبان ، هوا هم بسيار گرم بود ، شروع به سان شد ، قريب پنجاه هزار نفر قشون از سواره و پياده ، توپخانه بودند ، به نظم تمام و لباس خوب گذشتند ، دستجات توپخانه كه همه سواره بودند ، چابك و بانظم گذشتند ، سواره‌ها اغلب زره‌پوش به قول فرانسه‌ها كوراسيه بودند ، سواره دراگون سبك هم چند فوجى بودند . جمعيت زياد از حد بود . بعد از اتمام سان مارشال آمد جلو عمارت ، سلامى داد ، برخاستم ، مراجعت شد . اگرچه اين دفعه هم خيلى كالسكه و جمعيت بود ، اما مراجعت مثل روز اسب‌دوانى نشد ، به سهولت مراجعت شد . رفتم دم پلهء عمارت اليزه زن مارشال را از كالسكه درآورده روانه كرده خودمان رفتيم منزل . شب را در خانه و قصر بازيلسكى كه مال ملكهء اسپانيول است دعوت به شام بوديم ، سپهسالار ، حاجى محسن خان ، نظر آقا ، حكيم الممالك بودند . خانهء ايزابل ملكه بسيار خوب است ، باصفا ، خوش‌اسباب ، جمعيت زيادى از زن و مرد از خويشان و دوستان ملكه و از بزرگان اسپانيول و غيره بودند كه اسامى معارفشان از اين قرار است . - پرنسس دبوربون يكى از زنها بود ، خوشگل بود ، پرنس دبوربون شوهر او . - دوك دلاروشنوقو و زنش كه از نجباى فرانسه هستند . - موسيو اميل دژيراردن كه از روزنامه‌نويس‌هاى معروف است .
هامش
* اصل : الجيرى