دارد ، صاحب اينجا گويا يك نفر است و اسمش . . . « * » چقدرها عملجات و محرر و دفتردار و نوكر دارد و همهء اطاقها با اسباب و مبل است . درها همه يك پارچه آينه يعنى بلور ، بىجيوه است . چهلچراغهاى عالى و بسيار نزديك است به گران اپرا يعنى تماشاخانهء بزرگ كه ناپلئون سوم بنا كرده و پنج كرور تومان خرج آن شد تازه سه سال است كه به اتمام رسيده و هفته [ اى ] سه شب تماشا مىدهند و ساز مىزنند اما مكان و صندليهاى آن [ 297 ] بسيار گران است و جلو اين هتل و اين تماشاخانه ميدانگاهى است كه از پنج طرف راه به كوچه و بولوارهاى مخصوص دارد و از صبح الى هفت ساعت از شب [ كه ] بگذرد على الاتصال بدون دقيقه [ اى ] انقطاع كالسكههاى مختلف از هرجور و هر قسم آمنىبوسهاى بزرگ دو طبقه كه مملو از مردم است در رفتوآمد است و صداى عراده كالسكه يك آن بريده نمىشود . مثل رودخانه است كه به گوش مىرسد و خيلى خطر دارد براى پياده رد شدن از اين كالسكهها ، ديروز جوانى هجده ساله در همين كوچه زير عراده كالسكه رفته فورا مرده بود . در كوچهها به جز صداى قرقر كالسكه و عراده و بجز خبردار كالسكهچى كه به طرز خاصى صدا مىكند و به گوش او ممتدى مىرسد و صداى شرق قمچى « * » كالسكهچيها و صداى بوق امنىبوسها براى خبردارى مردم كه زير عراده نمانند ديگر هيچ صدايى در اين شهر شنيده نمىشود ، واقعا محل حيرت و تعجب است كه اين همه مخلوق از هرجور حتى در آخرهاى شهر و كوچههاى پست حتى بچهها صدايى بلند نمىشود و ابدا بلند كسى حرف نمىزند و دو بچه با هم دست به يخه نشده نزاع نمىكنند ، هر كسى پى كار خود است و سرپايين راه مىرود و با همديگر به نجوى حرف مىزنند .
هامش
* جاى اسم در متن خالى است .
* قمچى : تازيانه ، شلاق .