خلاصه فرداى ورود رفتيم عمارت اليزه كه منزل مارشال است به بازديد مارشال رفتم ، زنش را هم ديدم ، زنش پير شده است ، قدرى صحبت كرده برخاستم ، آمديم منزل . بعد رسما رفتيم اكسپوزسيون ، نظر آقا ، نريمان خان بودند ، از در تروكادرو داخل شديم ، اما امروز كولونل و احتساب بود ، مردم باادب و درست حركت مىكردند ، خيلى گشتيم ، به عمارت ايران رفتم ، بسياربسيار خوب ساختهاند ، عمارت مصرى و تونسى و چينى و ژاپنى نزديك عمارت ايران است ، حقيقتا از همه بهتر بود ، استاد حسينعلى معمار ، خويش حاجى ابو الحسن ساخته است ، خودش هم حاضر بود ، ميرزا جواد خان بود ، شبيه به برج عشرتآباد است ، اما همان مرتبه اول يعنى يك حوضخانه كاشيكارى كه حوض مرمر دارد آب مىجهد در زير دارد ، بعد پله خورده بالا مىرود به اطاق آينهكارى مقرنس بسيار بسيار خوب ساختهاند ، پنجرهها و درها همه از ايران ساخته ، آوردهاند ، مردم خيلى به تماشاى اينجا مىآيند . قدرى نشسته آمدم پايين ، رفتيم از پل ينا گذشته ، روى اين پل كه وسط تروكادرو و اكسپوزسيون است بسيار بسيار چشمانداز خوبى دارد ، رودخانهء سن در كمال صفا از زير مىگذرد ، كشتيهاى كوچك بخار دايم در آمدوشد است از طرفين رودخانه كه كوچه است اما از زير پل مىگذرد . كالسكههاى اسبى دايم در تردد در جلو از دور تپهها و بلنديهاى جنگلى مونترتو پيداست كه راهآهن ورسايل از شهر به آنجا ، از آنجا به شهر از بغل اين بلندى از توى جنگل مىآيد مىرود ، دود بخارش مثل يك مار سفيد مىپيچد و مىرود ، نزديكتر هم باز خط راهآهن ديگر است كه اين هم مىآيد و مىرود .
خلاصه رفتيم تا رسيديم به توى دالانها و قسمتهاى اكسپوزسيون . از قسمتهاى انگليس ، فرانسه ، چين ، ژاپن ، روس ، نمسه ، آلمان ، ينگى دنيا ، ايتاليا ، دول كوچك [ 298 ]
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 154
مساهمون: ناصر الدين شاه قاجار
ص١٥٤