روزنامجات آنجا مىخوانند و هر قسم صحبت دولتى و غير دولتى مىكنند . در حقيقت تنبلخانهء مردم شده است .
شبها نزديك اين تالار جايى در بيرون ساختهاند از چوب بسيار قشنگ ، آنجا اغلب اوقات شبها ساز و كمانچه و موزيك مىزنند و هفتهاى يك شب هم در اين تالار وسيع و عمارت كل خانمها و مردم محترم جمع شده ساز مىزنند و مىرقصند ، يعنى ساز را موزيكانچيها و اهل موسيقى زده خانمها و خوانين و محترمين رقص مىكنند و بال مىدهند .
[ نام ] دو شاهزاده كه روز آخر در برلن به حضور آمدند از اين قرار است :
- دوك دساكس و يمّار برادر امپراطريس آلمانيا
- پرنس هانرى دپىبا كه هلند « * » باشد ، اين است كه دختر فردريك شارل پروس را مىخواهد بگيرد .
روز چهارشنبه 3 [ جمادى الثانى ] :
ناهار را منزل خورده ، بعد سوار كالسكه شده رو به جنوب بادنباد رفتم ، از كنار رودخانه كه از بالا مىآيد و از زير منزل ما مىگذرد اين رودخانه راست مىآيد همه جا پلهاى زياد خوشگل باريك از اين طرف به آن طرف رودخانه ساختهاند و كنار اين رودخانه عمارات ييلاقى تكتك زياد است ، بسيار باصفا و پرگل كه هريك بواسطه يك سدى و حايلى بسيار قشنگ از همديگر سواست و هر صاحبخانهاى با زن و بچهها و اهل خانه و نوكر و اسب و كالسكه و طويله و گرمخانه و همهء اوضاع زندگى و خوشگذرانى ممتاز است . در باغچهها انواع گلهاى خوب عمل آوردهاند ، در گرمخانهها
هامش
* اصل : هولاند