تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
خوبى داشت ، ساز مىزد ، ميمون را بازى مىداد ، تماشا كردم ، بعد رفتم كه برويم ، صاحب اين حمامها كه اسمش موسيو قايانس است گفت عكاسخانه همين بالاى حمام است ، بياييد عكس بيندازم . رفتم بالا ، لابراتوار خوبى داشت و چشم‌انداز بسيار خوبى به رودخانهء ويستول و قدرى از شهر داشت . چند شيشه عكس ما را انداخت ، بعد سوار شده آمديم منزل . الحمد لله تعالى خوش گذشت . شب را به سيرك رفتم ، سيرك اينجا را تماما از چوب ساخته‌اند ، از سيرك پطر قدرى كوچكتر است ، اما جمعيت زيادى دارد . صاحب سيرك سالامسون نام آلمانى است ، زن بسيار خوشگلى داشت كه خود زن هم با لباسهاى مختلف اسب‌بازى مىكرد . مىگفتند در فن سوارى مهارت زيادى دارد ، الواط اين سيرك انگليسى هستند . [ 276 ] الواطش از معلق زدن و بازيهاى خنده‌دار مختلف درآوردن معركه كردند ، خيلى خنده شد و اسب بازيهاى خوب كردند ، اسب را مثل آدم تربيت كرده‌اند بلكه بهتر از آدم ، سگها را بازى مىدادند چقدر خوب ، هرچه مىگفتند سگها با كمال نظم و قاعده به عمل مىآوردند . خلاصه چهار خواهر هم بودند . از تماشاى آنها حظى كردم اما مردم ملتفت بودند ، نمىشد نگاه كرد ، چند شاپو به سر پدرسوخته ريش‌دار هم جلو خانمها را گرفته بودند ، مانع از تماشا بودند . خلاصه فرمانفرما هم بود ، اما چاييده است ، سرفه مىكرد . سپهسالار و غيره بودند . بعد از بازيهاى زياد ، به اتمام رسيده برخاستيم رفتيم منزل ، شام را خورده خوابيدم . در جلو عمارت توى باغ ، لب درياچه مجسمه‌هاى بزرگ مرمر خيلى است و خوب در توى درياچه جزيره كوچكى است نزديك به ساحل ، در آنجا تماشاخانه سرباز تابستانى كوچكى ساخته‌اند ستونها به طرز رومن‌هاى قديم دارد و در مقابل آن هم در كناره جاى نشيمن تماشاچيان است ساخته‌اند ، آن هم سرباز است ، صندلى زيادى دارد در فصل گرما و تابستان آنجا ساز و آواز ، رقص ، تماشاخانه به عمل مىآورند .