بناهاى استانيسلاس اوگوست است كه صد سال قبل از اين پادشاه لهستان بوده است از خيابانها [ ى ] خوب پردرخت ، سبز ، خرم ، درختهاى جنگلى قوى ، گردشگاه خوب گذشتيم ، تا رسيديم در عمارت كه در ميان اين باغ وسيع پردرخت جنگلى واقع است . زن و مرد زيادى بود ، حاكم اغلب صاحبمنصبان را معرفى كرد بعد رفتم بالا ، اگرچه اين عمارت در پيش عمارات دولتى مسكو و پطر هيچ است ، اما به يك سليقه و مزه ساخته شده است و اسباب و مخلفات خانه از آينهها و ميز و صندلى و مجسمههاى مرمر كه هيچ جا به اين سليقه عمارت نديده بودم . منظرش به درياچه و باغ و خيابانهاى خوب است و دو مرتبه است اين عمارت ، دو دسته موزيكانچى بسيار خوب آمده زير عمارت موزيكان زدند و يك دسته سازندهچى تماشاخانه كه با كمانچهها و موزيك و غيره ساز بسيار بسيار خوب مىزدند آمدند پايين . آنها هم خيلى زدند ، خواندند . شب را كل باغ را چراغان كرده بودند ، فانوسهاى رنگبهرنگ ، شيشه از درختها آويزان كرده بودند . توى آبها چراغ بود ، مثل چراغانى پرىها بود ، بسيار خوش مىآمد . بعد از شام سوار كالسكه شده قدرى توى باغ گشتيم . عضد الملك ، مهدى قلى خان پيش ما بودند . رفتيم الى شهر ، توى شهر را هم گشتيم ، شهر هم چراغان بود و همه جا بيرقهاى « * » ايران و روس زده بودند . بعد آمديم منزل . در اين عمارت از همان عهد قديم روى گچ يك نقاشى از يكى از شهرهاى چين كردهاند و به همان جهت اين اطاق را اطاق چينى مىگويند . يك كله نيمتنه مرمرى توى اطاق است كه بسيار بسيار خوب حجارى شده است ، صورت زن بسيار خوشگلى است كلاه خود در سر دارد كه قراقوش بالاى خود است ، زلفها ريخته است ، حجارى به اين خوبى كمتر ديده بودم [ 274 ] و اين زن از معشوقههاى پادشاه قديم اين مملكت بوده است ، يا زنش بوده است كه استانيسلاس اوگوست باشد ، اسم اين زن
هامش
* اصل : بيدقهاى