تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
از زير پل آهنى بسيار گذشتم كه براى عبور راه‌آهن ساخته‌اند . رفتيم از روى پل آهنى طولانى ديگر كه در روى رودخانهء ويستول ساخته‌اند و خيلى پل خوب طولانى است گذشتم . رودخانه بسيار عريض است و آب زيادى دارد و اين رودخانه داخل درياى شمال بالتيك « * » مىشود و اين رودخانه بواسطهء جنگهاى قديم ناپلئون كه با روسها و غيره كرده است و همچنين جنگهاى شارل 12 پادشاه سوئد با لهستان و روس و همچنين جنگهاى ديگر ، بسيار معروف و تاريخى است . از پل گذشته به گار رسيديم ، پياده شديم . حاكم نظامى با صاحب‌منصبان زياد ايستاده بودند و فوج زيادى صف كشيده بودند . حاكم نظامى شخصى است كوتاه‌قد و ريشهاى سفيد در گونه‌ها دارد و چانه را مىتراشد . چشمها كبود ، بسيار كوتاه است . هشتاد سال دارد ، مىگفت در ايام فتحعلى شاه براى رد اسراى روس با ايلچى كه آن وقت مأمور ايران بود به اصفهان رفته‌ام [ 273 ] تهران را ديده‌ام . پنجاه سال درست قبل از اين ، اسم اين شخص كنت دكوتز بود ، حالا در حقيقت فرمانفرماى لهستان روس است ، از صف سربازان گذشته سوار كالسكه روبازى شدم ، تنها نشسته بودم ، رانديم از كوچه‌هاى متعدد گذشتم ، همه جا مردم زياد جمع شده بودند ، اورّا مىكشيدند و فرياد مىكردند . افواج هم الى نصف راه ايستاده بودند . ورشو شهر بسيار قشنگى است ، اما ظاهر عمارات و خانه‌ها قدرى چرك است . چراغ گاز دارد ، ميدانهاى خوب دارد ، يك باغ عامه دارد كه فوارهء قشنگى ميان حوض دارد ، بسيار بزرگ ، ژاردان دوساكس مىگويند ، اما امروز نديدم . خلاصه رفتم خيلى راه الى عمارت و باغى كه براى ما حاضر كرده بودند يك ساعت راه بود . اين عمارت در آخر شهر اتفاق افتاده است ، اسم عمارت قصر لازنسكى و از
هامش
* اصل : بالتيق