باز آمديم ، نشستيم ، باز رقص شد و خيلى طول كشيد ، پنج دقيقه قبل از اتمام امپراطور رفت . بعد از اتمام ما هم رفتيم ، باز با پسر امپراطور در يك كالسكه نشستيم ، سپهسالار هم نشسته بود ، رفتم به عمارت .
امروز باريناتسكى آمد به حضور كه خيلى محترم است پيش امپراطور ، سابق كه پطر آمدم اين شخص ناخوشى نقرس داشت ، مدتى در رختخواب بود ، حالا گردنكلفت ، سرخ ، سفيد به راه افتاده است .
كرچكوف وزير اعظم مدتى است ناخوش است ، امروز هم نديدم خانهاش خوابيده است .
در مسكو روز آخر اينبند دندانساز از راه رشت وارد شد ، ديده شد . نوهء ناصر الملك هم با او وارد شده بود ديده شد ، يعنى ابو القاسم خان از قفقاز آمده بود ، هر دو هم در راهآهن با ما وارد پطر شدند ، دندانساز رفت به سوئد « * » وطنش ، باز مىآيد .
روز جمعه 21 [ جمادى الاول ] :
در پطر توقف شد ، امروز مىخواستند عرض لشكر بدهند ، باران مانع شد .
حاجى محسن خان از اسلامبول آمده است ، ديده شد ، ريش تراشيده ، چاق ، فربه . ملكم از مسكو رفت به برلن ، از مسكو الى پطر از اين آباديها گذشتيم :
كلين ، تور ، اسپيروو ، بولوگووا ، اوكولووكا ، مالووى شرا ، لوبان .
خلاصه امروز باز سوار كالسكه شده بازديد برادرهاى امپراطور رفتم خانه بودند .
سپهسالار ، حكيم الممالك بودند . [ در ] كوچه گردش شد ، برگشتيم منزل ، شام را مخصوصا پيش امپراطور خورديم ، قبل از رفتن ديدن برادرهاى امپراطور بازديد خود
هامش
* اصل : سود