تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
پرجنگل ، زمينها سبز [ و ] حاصل پرگل ، كوهها طرف دست راست بلندتر و پرجنگل‌تر بود . مثل دره‌ها و كوهها و جنگلهاى مازندران است ، اما عرض جنگل كم است ، همه جا از سر كوههاى جنبين است ، عرض جنگل ديگر آن طرف كوه درخت ندارد [ 250 ] از هر قسم درخت جنگل دارد ، در آخر سرو و كاج كوهى خيلى هست ، اما طول جنگل كه الى آخر اين دره باشد پنج شش فرسنگ مىشود . شكوفه زيادى هم تك‌تك كنار راه و رودخانه بود تا رسيديم به ترس‌چاى ، اسب عوض كرديم ، اينجا يك رودخانهء ديگر قاطى دليجان مىشود ، آبش خيلى مىشود ، از آنجا رفتم ، قدرى از پلى گذشتيم ، رودخانه به دست راست افتاد . همينطور همه جا آب بود ، درخت ، سبزه ، گل ، شكوفه و كوههاى جنگلى ، تا رسيديم به كاروانسرا كه دهى بود و هيچ كاروانسرايى نداشت ، آنجا همه اسب عوض كرده از آنجا رانديم به اوزون‌تالا ، اسب عوض كرده به نووآقستافا پياده شده ، جمعيت زياد بود ، از مسلمان ، ارمنى ، بزرگان روس و غيره . ناهار اينجا حاضر كرده بودند خورده شد ، در همين چاپارخانه بود كه پنج سال قبل از اين معاودت از فرنگستان شب را اينجا خوابيده به طرف گنجه و بادكوبه رفتيم ، بعد از ناهار سوار شديم ، پرنس قاقازين از تفليس اينجا آمده به حضور رسيد ، حاكم قلمى شهر تفليس است . سوار شده رانديم تا به چاپارخانه زورآرخ رسيديم ، آنجا اسب عوض كرده بعد رانديم ، به چاپارخانه صلاح‌اوغلى رسيديم ، اينجا جمعيت زيادى بود ، از رودخانه خرام كه خيلى آب داشت ، از پل خوبى گذشتيم ، به صلاح‌اوغلى رسيديم ، توى كالسكه بوديم ، اسبها را عوض كردند ، از بزرگان طايفه قزاق پياده جلو كالسكه خيلى بودند ، صحبت شد ، احوالات پرسيديم ، اين قزاقها در كنار همين رودخانه دهات و مزارع زياد دارند . دوازده هزار خانه هستند ، يك سرحدشان از طرف گنجه پايين رودخانه به طايفه شمس الدين لو مىرسد ، از طرف بالا سمت تفليس به سنخ‌كرپى و طايفه بزچلو كه آنها هم طوايف زياد هستند . از خوانين بزچلو هم حاضر بودند ، طوايف قزاق هم شيعه دارند