تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
حبيب ديوانه الى تبريز همراه ما بود ، در تبريز ماند . [ در اين قسمت از خاطرات ناصر الدين شاه كوههاى آقرى بزرگ و آقرى كوچك را ترسيم نموده كه تصوير آن در صفحهء 72 كليشه گرديده است ] . « * »

روز يكشنبه 9 [ جمادى الاول ] :

بايد از ايروان برويم به دليجان ، صد ورس راه قريب پانزده فرسنگ مىشد . ديشب بىخوابى سرم زده ، صبح هم زود برخاستم ، بسيار كسل خواب بودم ، رخت پوشيده سوار شديم ، به صاحب‌منصبان و غيره ايروان نشان داده بوديم ، به جنرال كاماروف هم نشان داده بودند ، صحبت شد ، زخمى از پا در جنگ زيوين از عثمانى برداشته است ، باز جمعيت زيادى بود ، سوار شده رانديم . [ 246 ] از شهر سربالا مىرفتم ، كوچه‌هاى ايروان سربالا سرپايين است ، بعضى كوچه‌ها تازه روسها مىخواهند راست بسازند ، محلهء مسلمانها سواست ، يكى دو محله خالص مسلمان است ، باقى مخلوط . جمعيت ايروان به همه جهت از ارمنى و مسلمان و روس از دوازده هزار نفر بالاتر نيست ، اين راهى كه مىرفتم آخرش به باغات روى تپه و كوه منتهى مىشد ، شكوفه گل به و سيب حالا ديده شد ، اگرچه هواى ايروان گرم است ، اما از تهران بايد سردتر باشد . ملاقاتى كه من در چهل و دو سال قبل از اين با امپراطور نيكولا در ايروان كرده بودم جويا شدم ، معلوم شد كه منزل ما آن وقت در همين جايى كه حالا جلو خانه حاكم باغ ساخته‌اند و آن وقت ميدان‌گاهى بوده است در چادر بوده است و امپراطور در توى قلعه در خانه‌هاى حسين خان سردار بوده است و من آنجا امپراطور را ديده‌ام . خلاصه رانديم ، راه سربالا شد و راه كالسكه را از ايروان به آن طرف به خرج دولت و
هامش
* همچنين ر . ك . سند شمارهء 106 همين كتاب .
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 70 | ناصر الدين شاه قاجار / فاطمه قاضيها