تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
غيره و غيره همه توى اين قلعه بوده است ، حالا همه خراب است ، بجز تالار سلام حسين خان كه از دولت خرج كرده تعميرى كرده‌اند نگاه داشته‌اند و سرايدارها گذاشته‌اند كه در آن تالار اشكال فتحعلى شاه و خود حسين خان و غيره است و اين عمارت يك طرفش به رودخانه زنگى نگاه مىكند كه خيلى سخت است و از اين طرف هيچ قشونى نمىتوانسته است قلعه را بگيرد و يك طرف اين قلعه كه طرف مغرب و جنوب است همه به رودخانه زنگى نگاه مىكند ، اين قلعه را در حقيقت روى تپه و كوهى از سنگ ساخته‌اند ، يعنى طرف رودخانه با خارش « * » سنگ است كه ديوار را روى سنگ گذاشته‌اند . يك پل دو چشمهء خيلى خوب هم تماما از سنگ ساخته‌اند ، از قديم بنا شده است ، در روى زنگى ، گفتند در عهد قديم [ 243 ] وقتى كه ايروان در تصرف عثمانىها بوده است دخترى ساخته است ، خلاصه آب رودخانه گل‌آلود ، سياه رنگ از ته دره مهيبى مىگذرد و تخمينا سى سنگ آب داشت بلكه بيشتر . خلاصه رانديم ، همه جا سواره قزاق ايستاده بود ، راه را قدرى شوسه كرده‌اند ، اما ناتمام است . از ايروان الى اوچ‌كليسا دو فرسنگ و نيم راه است ، قدرى كه از پل گذشتيم به كوچه باغ افتاديم ، مثل كوچه باغ تجريش بود ، صحرايى شديم ، صحراى صاف پرگرد و خاك ، اول به ده كوى كند كه طرف دست چپ است رسيديم ، ده پر اشجارى بود ، بعد از مسافتى از ده شيرآباد گذشتيم ، ده معتبرى است ، پراشجار ، ارمنىنشين است . دست چپ ده چوبان كوه و خاتون ارضى بود تا رسيديم به آبادى اوچ كليسا ، ده معتبرى است ، غير از اوچ‌كليسا دو كليسا هم بود ، بسيار كهنه ، قديم جمعيت زيادى بود ، از ارمنى و غيره تا رسيديم به در اوچ كليسا پياده شديم ، كشيشها زياد بودند ، يك سايه‌بان بزرگى مربع كه چهار پايه داشت دست 4 كشيش و در جلو هم پنجاه نفر بچه ارمنى كه تصنيف تازه براى
هامش
* باخار - باخر : آب‌دهندهء زراعت ( ناظم الاطباء ) .