به مقدرات آتيهء كشورش بود كه آن سلطان مستبد تاتار در قبر سرازير شد . نگرانى هاى پسر هم در موقع جلوس براريكهء سلطنت از پدر كمتر نبود .
مظفر الدين در خقند بود كه خبر مرگ دوستمحمد به او رسيد و كسى كه اين خبر خوش را آورده بود هزار تنقه بعنوان مژدگانى دريافت نمود و همان روز بطور ناگهان مجالس شادى عمومى برپا ساختند . امير موقع را مغتنم شمرد و با ازدواج با دختر كوچكتر خدايار خان تعداد قانونى زنهاى خود را به چهار نفر رسانيد . درست است كه اين وحشت از ميان برخاسته ولى يك حس احترامى جانشين آن شده است زيرا بخارا به خوبى ميداند كه افغانها در نتيجهء اتحاد با انگلستان قادر براين هستند كه چندين هزار سرباز منظم كه باستعمال اسلحه كاملا آشنا هستند به راه بيندازند .
با علم به برترى افغان و يقين بر اينكه قدرت جنگ با او را نخواهد داشت دولت رقيب سياستى اتخاذ كرده و آن اينست كه حتى المقدور بوسيلهء تحريكات متوالى مخالفت خود را به منصهء ظهور برساند و موفق شده است به آسانى در تمام تركستان متحد جديد انگليس را مرتد معرفى نمايد و در سنوات اخير نتيجهء اين نوع تكفير اين بوده است كه از ميزان تجارت با كابل به مقدار معتنابهى كاسته شود .
قبلا گفتيم كه تكهها و سالورها مرتبا مزدور بخارا ميباشند .
در مدت محاصرهء هرات وقتى فرمانرواى كهنهكار افغان ميديد كه تركمن ها باوجود اينكه از عطاياى او بهرهمند بودند معذلك خطوط ارتباط او را تهديد و و تا در داخل صفوف او پيشآمده عدهاى را باسارت ميبردند بسيار دچار تعجب ميشد .
بلا شك دشمنان حقيقى خود را كه سكههاى طلا و « تيلاهاى » بخارا باشد به كلى از ياد برده بود زيرا در حقيقت تركمنها هميشه طرفدار كسى هستند كه بيشتر پول ميدهد . و با اين ترتيب سياست داخلى بخارا را ميتوان تجزيه و تحليل نمود .
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 527
مساهمون: آرمينيوس وامبرى
ص٥٢٧