پنجاه سال نيست كه به آن ملحق شدهاند . اين چند شهر دائما برعليه يكديگر در جنگ بودند تا اينكه رهبران عمدهء آنها بدور ابراهيم بىرئيس يارقند جمع شده خواستند به اين اختلافات كه هر لحظه تجديد ميشد خاتمه بدهند . و درين باب بطور قطع از چين استمداد جستند و چينىها ، پس از ترديد بسيار ، فرمانروائى را كه به آنها پيشنهاد شده بود پذيرفتند و از آن زمان درين مناطق با سبك مخصوصى كه با ادارهء ساير ايالاتشان به كلى مغايرت دارد حكومت ميكنند .
2
اداره : از منبع موثق اطلاع دارم ( زيرا حاجى بلال كه بيش از همهء دوستان ديگر به من اطلاعات داد اول روحانى حاكم آقسو بود ) كه هريك ازين ايالات تابع دو نوع حكومت است يكى چينى و لشگرى و ديگرى تاتار - و مسلمان كه مأمور كارهاى كشورى مىباشد . نمايندهء هردو قسمت از حيث رتبه مساوى ميباشند ولى تاتار باندازهاى دستنشاندهء چينى است كه حتى ارتباط خود را با پكن بدست او انجام ميدهد . فهرست مأمورينى كه از چين و كانتن آمده و در قسمت مستحكم شهر مشغول بكارند ازين قرار مىباشد .
1 - « انبان » كه از تكمهء ياقوت و پر طاوسى كه بر كلاه خود نصب كرده شناخته مىشود . حقوق ساليانهاش عبارت از سى و شش « يامبو » « 1 » است ( قريب 800 ليره انگليسى يا 20000 فرانك ) و زيردستان او عبارتند از :
2 - « دا - لوئى » ها كه سمت منشىگرى دارند و چهار نفر ميباشند كه اولى مأمور مراسلات و دومى مأمور مخارج و سومى مأمور كيفر جنائى و چهارمى مأمور پليس داخلى مىباشد .
3 - « جى - زو - فانگ » مأمور بايگانى .
هامش
( 1 ) - يامبو سكهء نقرهء حجيمى است كه داراى دو دسته يا دستگيره بوده و به شكل وزنههاى ما مىباشد در بخارا آن را با چهل تيلا ( 500 فرانك ) معاوضه مىكنند .