فصل بيستم از اوش تا كشگر - قپچاقهاى تبرئه شده - اولين باشگاه چينى -
تشريفات مزاحم - دستور العمل حاجى بلال - ضرب المثل چينى - ادارهء مضاعف - عدالت با طبل - قاصدهائى كه كمتر نظيرشان ديده مىشود - ازبك و كالموك - تونگانيها يا چينىهاى مسلمان - خشونت شديد تاتارهاى چين - سبيل و لباس متحد الشكل دنبالهدار - نماز باحيله - روش چينى براى معالجهء تعصب - بىمنطقى آشكار پيروان اسلام - شهرهاى عمده - و الا حضرت افق - شهرى كه بد حفاظت شده .
1
وقتى مسافرى از « اوش » دور مىشود بايد دوازده روز متوالى راه برود تا در اول خاك چين به كشگر برسد و براى رسيدن به آنجا ناگزير است از مناطق كوهستانى كه محل جولان قپچاقها و احشام بىحسابشان مىباشد ، عبور نمايد . ميگويند در تمام اين سرزمين پهناور ، جز در زمان چنگيز خان ، هرگز دهى وجود نداشته و اگر هم بوده از يكديگر بسيار فاصله داشته است و امروز حتى خرابهء آنها هم به كلى از بين رفته . فقط از ديدن تلهاى سنگ بر روى زمينهائى كه سياه شده و بعضى آثار آتشهائى كه خاموش گشته است ميتوان پىبرد كه مسافرين در چه نقاطى توقف كردهاند . قپچاقها با آنكه طبيعتى وحشى و جنگجو دارند معذلك هرگز به زوار منفرد حمله نميكنند و كاروانهاى عظيمى كه از چين ميرسند فقط ماليات معتدلى ميپردازند و ديگر احدى مورد هيچگونه توهين قرار نميگيرد . انسان بفاصلهء يكروز راهپيمائى