« آخوند » مدرس يا متصدى تعليمات ابتدائى .
سه نفر اولى در رديف عالىرتبهترين مستخدمين قرار دارند و هر موقعى كه شغلى به آنها رجوع شود خان سعى مىكند به آنها مفصلا پاداش بدهد سه نفر ديگر حقوق خود را از ادارهء « وقف » ( موقوفات ) نقدا يا جنسا دريافت ميدارند . ولى علاوه بر آن رسومات ملى ايجاب مىكند كه شاهزاده بعضى هداياى ساليانه هم در موقع « عيد قربان » و « نوروز » به آنها بدهد . علماء خيوه از حيث معلومات به پاى علماء بخارا نميرسند ولى در عوض مانند آنها متكبر و پرمدعا هم نميباشند . بسيارى از آنها سعى دارند با جديت و صميميت و در حدود توانائى هموطنان خود را اصلاح كنند و عادات و اخلاق خشن آنها را كه در نتيجهء جنگهاى مداوم رو بشدت گذاشته است به ملايمت تبديل نمايند .
مالياتها - در خيوه برده قسم مىباشد .
« سالقيت » كه برابر با مالياتهاى ارضى ما است و هر قطعه زمين قابل زرعى كه اقلا ده « طناب » « 1 » مساحت آن باشد بايد هجده تنقه ( در حدود هفت فرانك و پنجاه سانتيم ) به خان ماليات بپردازد . جنگجويان ( « نوكر » يا « اتلى » ) و « علماء » و « خواجه » ها ( اعقاب پيغمبر ) از پرداخت اين ماليات معافند .
« زكات » ( عوارض گمركى ) كه بموجب آن كالاهاى وارداتى دوونيم درصد از قيمت خود را ميپردازند . گاو و شتر و اسب « 2 » هر رأس در سال يك تنقه و گوسفند فقط نيم تنقه ماليات دارد .
جمعآورى « سالقيت » بعهدهء قوش بيگى و مهتر است كه همه ساله مخصوصا مناطق مهم را مىپيمايند و « ياشلو » « 3 » ها را مسئول عمل ماليات هر منطقه قرار ميدهند .
هامش
( 1 ) - طناب مساوى است با شصت « ال » يا 75 « يا رد » اگر مقصود مقياس انگليسى باشد . « ال » اطريش عليا 80 سانتىمتر است بنابرين نتيجه مختلف مىشود . ( يادداشت مترجم )
( 2 ) - اين ماليات فقط به كسانى تعلق ميگيرد كه اقلاده رأس دواب يعنى حدى كه براى تشكيل گله معين شده است داشته باشند .
( 3 ) - « پيرمردهاى بزرگ » نامى است كه خيوهايها به قدماى خود ميدهند .