3
خانات خيوه كه در تاريخ به خوارزم « 1 » معروف است و آن را « اورگنج » هم مينامند در ميان كمربندى از صحرا محصور مىباشد . در سمت جنوب شرقى انتهاى سرحدش به شهر « فتنك » منتهى مىشود . « قونگرات » و « كهنه اورگنج » در شمال غربى واقع و « مدامين » و « ققچك » حد جنوبى آن را تشكيل ميدهد . بدون آنكه خواسته باشم مساحت تحقيقى اراضى تحت كشت را كه ساكنين ثابت آنجا در آن عمل ميكنند يا عده صحيح جمعيت را تعيين كنم فقط به اين اكتفا ميكنم كه حتى - المقدور نقشهء كامل خانات را شرح بدهم و محاسبات رياضى را به عهدهء همت جغرافى دانها واگذار مىنمايم .
بدون ترديد حاصلخيزى فوق العادهء زمين را نبايد از مدنظر دور داشت و اين حاصلخيزى آنقدرها مربوط به طرز زراعت نيست بلكه بيشتر بواسطهء خوب مشروب شدن زمين و صفت خلاقه آبهاى جيحون مىباشد .
نهرها : در خيوه بر دو قسم مىباشد .
« آرنا » ها كه خود رودخانه آن را تشكيل داده و اهالى گاهگاه آن را گود يا عريض ميكنند .
« ياپ » ها كه بعرض شش تا دوازده پاى انگليسى كنده و اغلب آب آرناها در آن جارى مىباشد و تمام اراضى زراعتى مانند شبكه مستور از آن است .
آرناهاى عمده ازينقرار است :
1 - حضرت پهلوان آرناسى كه از ميان فتنك و هزار اسپ شروع و پس از گذشتن از « زى » و منطقهء يموتها از مقابل خيوه عبور كرده در شنزارها فروميرود .
2 - غزوات آرناسى كه بين « خانقا » و « ينگى اورگنج » از شط جدا شده همچنين به سمت مغرب و « غزوات » جارى و در سرزمين يموتها فروميرود .
هامش
( 1 ) - خوارزم كلمهء فارسى است و به معناى جنگجو و كسى كه جنگ را دوست ميدارد مىباشد .