محرمى سلطانست ولى بواسطهء نفوذى كه در شاه دارند جزء چرخهاى عمدهء تشكيلات ادارى قرار گرفتهاند .
« مينباشى » فرمانده هزار سوار « 1 »
« يوزباشى » فرمانده صد سوار
« اونباشى » فرمانده ده سوار .
اين تقسيمبندى دوازدهگانه در حقيقت سلسله مراتب رسمى را تشكيل مى - دهد و اعضاء آن بطور كلى « سپاهى » ناميده ميشوند . به اين طريق هم ميتوان آنها را دستهبندى كرد : آنهائى كه انفصالناپذيرند و آنهائى كه مقررى ثابت دارند و مقيم كه فقط در موقع جنگ به او شغل ارجاع مىشود .
مستخدمين عاليرتبه كه استحقاق پاداش پيدا كنند امتيازات ارضى دريافت مى - دارند . نفرات ارتش منظم از پرداخت هرگونه باج و ماليات معافند و بخرج خان مسلح و مجهز ميشوند .
و اما راجع به تشكيلات افسران كشورى و لشكرى :
سلسله مراتب روحانى « علماء » كه « نقيب » در رأس آن قرار دارد بشرح زير طبقهبندى مىشود :
« قاضى كلان » : بالاترين قضات و رئيس كل محاكم خانات .
« قاضى اردو » : كه در زمان جنگ همراه شاهزاده حركت مىكند و شغل دژبان كل را عهدهدار مىباشد .
« عالم » : رئيس پنج مفتى .
« رئيس » : بازرسى كه تمام قوانين مربوط بمذهب را بازرسى مىكند .
« مفتى » : هر شهرى كه تا حدى داراى اهميت باشد مفتى مخصوص به خود دارد .
هامش
( 1 ) - از قرارى كه ميگفتند قوائى كه خان خيوه در دست دارد بالغ به بيست هزار نفر است ولى در موقع بروز خطر ميتواند آن را دو برابر كند .