فصل هفدهم خيوه - دروازهها و محلات و بازارها و مساجد و مدارس -
تشكيلات و موقوفات آنها - پليس - سلسله مراتب دولتى و مذهبى - ماليات - عدالت - آبيارى - تقسيمات خاننشين از نظر نقشهكشى - محصولات و صنايع و تجارت - بازارهاى هفتگى - جمعيت خانات - شعرا و موسيقىدانهاى خيوه - بازيها و اسبدوانى - طغيان قره قالپاقها - بردههاى ايرانى - نه نفر خان اخير و تاريخ آنها .
سران تاتار خان را روى يك قطعه نمد نشاندند و به او گفتند :
« احترام بزرگان را نگاهدار و نسبت به همه درست و نيكوكار باش ، و گرنه طورى بدبخت خواهى شد كه اين نمد را هم كه رويش نشستهاى از دست خواهى داد . »
( ولتر - كتاب راجع به اخلاق و عادات ،
C . L X .
)
1
حالا كه از يك شهر شرقى صحبت ميكنيم ، حاجت به گفتن نيست كه داخل شهر خيوه اساسا با آنچه در بادى نظر تصور شود متفاوت مىباشد . خوانندهاى كه يكى از پستترين شهرهاى ايران را ديده باشد ، اگر بگويم پايتخت خوارزم از آن هم پستتر است زود حرف مرا درك خواهد كرد . بايد سه تا چهار هزار خانه كاهگلى را درنظر خود مجسم سازد كه برحسب تصادف از هر سو پراكنده شده و حصارى هم از گل به دور اين مجموعهء خانههاى غيرمنظم كشيده شده كه كم و بيش حدود آن را تعيين مينمايد : اين است شهر خيوه .