موفق نميشد خاندان خود را برقرار كند . چادرنشينان اين مطلب را به خوبى مى - دانند و غالبا از بىوفائى قاجاريه « 1 » كه از زمان فتحعلى شاه به كلى آنها را رها نموده و حتى مستمرى قانونى ساليانهء بعضى از رؤساى آنها را قطع كردهاند شكايت دارند .
براى پىبردن به اهميت سياسى اين اقوام سرگردان كافى است نگاهى به نقشهء آسياى ميانه بيندازيم . آنوقت فورا مشاهده خواهيم كرد كه از لحاظ موقعيت جغرافيائى آنها محافظين سرحدات جنوبى تمام فلات تركستان ميباشند .
و بلا شك بعد از قپچاق جنگجوترين نژاد آسياى ميانه را آنها تشكيل ميدهند .
در پشت پردهاى كه دور شهرهاى خيوه و بخارا و خقند كشيدهاند جز فساد اخلاق و عادات زنانه و پستى علاجناپذير چيزى نمييابيم . چنانچه تركمن مانند سد آهنينى بين اين دو كشور و فاتحين طبيعى آن قرار نگرفته بود اوضاع هرگز بپاى آنچه بعد از « خطيبه » و « ابن مسلم » « 2 » رسيده و هنوز هم بدان منوال است باقى نميماند .
علما نظرى حق دارند تصور كنند كه تمدن به آسانى از جنوب بشمال رهسپار مىشود . ولى ما دامى كه تركمنها راه عبور مسافرين و كاروانها را با ايجاد كمينگاه هاى خطرناك مسدود كردهاند چگونه ممكن است كوچكترين جرقهء اين آتش مقدس به مركز آسيا برسد ؟
هامش
( 1 ) - نام خاندان سلطنتى فعلى ايران .
( 2 ) - اولى تركستان را در زمان خلافت عمر تسخير كرد . دومى پس از آنكه در مرو حكومت برقرار ساخت با توافق مردم تركستان و خوارزم ( يا خيوه ) مدتى براى استقلال ملى برعليه مخدوم قديم خود يعنى فرمانرواى بغداد ، به جنگ پرداخت .