وجود داشته باشد زيرا زراعت بايد كلا بدست بردگان انجام شود . وقتى در شرح بخارا به اين موضوع رسيديم توضيحات بيشترى در آن خصوص تقديم خواهيم كرد .
مساجد : چيزى كه از حيث معمارى و قدمت جالب توجه باشد در خيوه كمتر پيدا مىشود معذلك چندتائى را كه تا حدى قابل ذكر باشد درينجا شرح ميدهيم :
« حضرت پهلوان » كه چهار قرن از بناى آن ميگذرد داراى يك گنبد بزرگ و دو گنبد كوچكتر مىباشد . مقبرهء « پهلوان احمد زمچى » كه مرد مقدس و قابل احترامى بود و شهر خيوه در تحت سرپرستى او قرار داشته است درين مسجد مىباشد .
منظرهء خارجى آن چندان اهميتى ندارد ولى « كاشيهاى » « 1 » داخلى باسليقه تهيه شده است متاسفأنه بواسطهء كمى نور اين تزيينات را بطور شايسته نميتوان ديد .
خواه در زير گنبدها خواه در حياطهائى كه بايد از آن عبور كرد ، عدهء زيادى اشخاص نابينا در حركتند و چون در نتيجهء مكرر شنيدن قرآن را از سر تا ته حفظ كردهاند به علت تكرار سورهها كه از چپ و راست ميخوانند ، انسان را به ستوه مىآورند .
« جمعه مسجدى » كه هر جمعه خان در آن نماز ميگذارد و « خطبهء » رسمى ( برابر با دعاى مريم ) را ميخواند .
« خان مسجدى » در داخل قلعه .
« شالقر » كه يكنفر دهقان ساده آن را بنا كرده است .
« آتا مراد قوش بيگى »
« قرهيوز مسجدى »
مدارس : در مشرقزمين هميشه از روى تعداد مدارس و اهميت موقوفات آن ميتوان پى به ترقى و تعالى مادى و تعليمات دينى مردم برد . وقتى منابع محدود
هامش
( 1 ) - آجرهائى كه براى زينت ابنيه به كار مىبرند .