تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
ميباشند و التماس داشتند آنها را به « وكيل الدوله » ( عامل قنسولگرى بريتانياى كبير ) معرفى كنم زيرا نفوذ و حمايت او براى كارهاى تجارتيشان خيلى مثمر ثمر واقع ميشد . تغيير عقيدهء عجيبى كه بدون كوچكترين دردسر و با كمال ثبات انجام شد ! بلى يكنفر شرقى با نقاب به دنيا ميآيد و با نقاب هم از دنيا ميرود و صداقت هرگز براى او مفهومى ندارد . در سر راه خود پشت‌سرهم به شهرهاى كوچك و قصباتى بنام « نوكره » و « قاله صفر خان » و « روزنك » و « شبش » و « قوهزون » برخورديم . از شبش منطقهء جنگلزارى شروع مىشود كه در دو ساحل « هرى » امتداد پيدا مىكند و غالبا براى تركمنها مأمن و پناهگاه غيرقابل نفوذى را تشكيل ميدهد . در قوهزون كه آخر خاك هرات است دو روز تمام معطل شديم تا آخرين حقوقى را كه افغانها توقع داشتند بپردازيم . در طى روز دوم موقعى كه بالاى برج كاروانسرا كشيك ميداديم تودهء بزرگى از گردوخاك مانند ابرى از دور پيدا شد كه به سمت ده جلو ميآمد : از هر طرف صداى « آى تركمن ، آى تركمن » بلند شد . حالت مهيبى كه در اثر اين صدا عارض كاروانيان و اهالى آنجا گرديد به وصف درنميآيد . درين اثنا آن ابر متراكم همينطور پيش ميآمد . وقتى خوب نزديك شد يك دستهء متعدد خر وحشى ديديم كه يك مرتبه در چند صد قدمى ما توقف نمود و بعجله به دور خود چرخيده رو به صحرا حركت كرد و از نظر ناپديد شد . از نقطهء مورد بحث تا سرحد ايران كه « كاهريز » و « تايباد » منتها اليه آن است منطقه‌اى يافت مىشود كه هيچكس صاحب آن نيست واحدى ادعاى آن را ندارد و از شمال به جنوب تا « خاف » و « قائن » و حتى « بيرجند » ميدان الامان ايلات تكه و سالور و ساريق مىباشد : صدها از سواران آنها يك مرتبه و بطور ناگهانى