هم كه جزو طبقهء منور الفكر هستند لباس نيمه ايرانى بتن ميكنند . تقريبا بدون اسلحه از خانه خارج نميشوند و ندرتا اتفاق ميافتد كه كسى ، خواه كشورى خواه لشكرى ، در موقع ورود به بازار حربهاى براى حمله يا دفاع از خود همراه نداشته باشد . براى اينكه انسان كاملا باب روز جلوه كند بايد تجهيزات كاملى كه عبارت از دو طپانچه و يك شمشير و يك دشنه و يك خنجر و يك تفنگ و يك سپر است با خود داشته باشد . با افغانى جنگجو جز جمشيدىها كه روش تركمن دارند كس ديگرى را نميتوان برابر دانست . هراتى ژندهپوش و هزارهاى تقريبا عريان و تيمورى ساكن اطراف ، در مقابل نمايندهء نژاد فاتح جرأت عرض اندام ندارند . آنچه مربوط به فاتحين است و گو اينكه در نهايت پستى هم باشد ، مطابق قواعد انسانيت به نظر ميآيد ولى هرگز حس تنفر و كينهاى بالاتر از آنچه سكنهء هرات نسبت بفاتحين جديد دارند ، ديده نشده است .
خود بازار كه در زمان سلطان حسين ميرزا ايجاد شده است و بنابرين چهار قرن از آن مىگذرد ، باوجود غارتهايى كه در طى زمان در آن به عمل آمده هنوز هم مانند چيزهاى قشنگ استحقاق تعريف و تمجيد را دارد . ميگويند در زمان سابق يك خيابان تمام از دروازهء عراق تا دروازهء قندهار « 1 » ، را اشغال ميكرده است .
طبعا دكانها شروع بباز شدن كردهاند منتها خيلى با تأنى ، زيرا در نتيجهء محاصرهء اخير و غارتى كه درپى آن به عمل آمده است جسورترين كسبه هم دلسرد شدهاند .
بعلاوه با اين طرز غارتگرى كه افغانها براى وصول ماليات در پيش گرفتهاند تجارت و صناعت پيشرفت زيادى نميتواند داشته باشد . حقيقتا كسى نميتواند باور كند ،
هامش
( 1 ) - اين تنها دروازهايست كه در محاصره آسيب نديده است . هراتيها مدعى هستند كه اين دروازه هرگز خراب نخواهد شد زيرا انگليسها وقتى آن را مىساختند هر آجرى را مطابق با عدالت روى هم گذاشتهاند و اين با عمل افغانها خيلى فرق دارد كه ساروج خود را با اشك ستمديدگان خيس كردهاند .