تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
خوب ميدانست ، امر داد يك « سرپائى » ( لباس ) و سى تنقه ( 22 تا 23 فرانك ) به من بدهند و در موقع اجازهء مرخصى خواهش كرد او را در بخارا از نو ملاقات كنم . همين كه خلعت شاهانه بدستم رسيد بعجله برفقا ملحق شدم و همه از اينكه بختم يار بوده خوشحال شدند و به من اطلاع دادند ( و هيچ بعيد نيست ) كه گزارش رحمت بى راجع به من دو پهلو و مبهم بوده است و ازين جهت شاهزاده را دچار سو ءظن كرده است . فقط ثبات و شايد گستاخى و همچنين طلاقت لسانم باعث شد كه گليم خود را از آب بيرون بكشم . ضرب المثل لاتينى ميگويد : سخن گفتن « 1 » به چند زبان برابر با توانائى چند مرد است . و من هرگز معنى آن را تا اين اندازه نافذ نديده بودم . پس از اين ملاقات دوستانم چنين مصلحت ديدند كه بعجله از سمرقند خارج شده هيچ‌جا حتى در « كارشى » هم توقف ننمايم و هرچه زودتر خود را بآنطرف جيحون رسانيده در ميان تركمنهاى « ارزارى » كه بمهمان‌نوازى معروفند منتظر رسيدن قافلهء هرات بشوم . ساعت جدائى فرارسيده بود و براى بيان تأثيرات اين لحظهء دلخراش واقعا كلمات لازم را نميتوانم پيدا كنم . وداع ما از هردو طرف بيك اندازه غم‌انگيز بود . مدت شش ماه در كليهء مخاطرات و محروميتها و نگرانيها شريك بوديم و يكجور زندگى ميكرديم مخصوصا اشتراك در ترس و رنج كه بيش از سعادت و عياشى انسان را بهم نزديك مىكند باعث جوشش ما شده بود . همچنين تمام اختلافات سنى و نژادى و موقعيت اجتماعى از ميان ما برخاسته بود و همه باچنان صميميتى به يكديگر نگاه ميكرديم كه گوئى از يك خانواده ميباشيم . حال يك مرتبه از هم جدا شدن و ديگر اميد ديدار هم را نداشتن آيا با مرگ و يا تقريبا چيزى برابر آن مساوى نبود ؟ درمورد شخص من بايد رنج و المى را هم كه از ندامت و پشيمانى حاصل مىشود اضافه كرد .
هامش
( 1 ) - اين قسمت در متن به لاتين نوشته شده است .Quot linguas cales , tot homines vales .
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — صفحة 291 | آرمينيوس وامبرى / فتحعلى خواجه نوريان