فصل دوازدهم همراهان جديد من - از سمرقند تا كارشى - چاههاى صحرا -
زن فروشى - چاقوسازى كارشى - نصايح يك ميزبان مطلع - من كاسب مىشوم - آبانبار مهماننواز - دختر جوان چادرنشين - سرگذشت من در قرقى - گردش نزد تركمنها - مهماننوازى تاتار - خرابههاى بلخ - قاچاق بردگان - واقعهء حزنآور - اندخوى و خربوزهها و شترهايش - خاطرات « موركرفت » - رشوهخوارى وزير - راه ميمنه .
كمكى به تو نخواهد رسيد مادام كه در اطراف « باكترا » بمانى .
( Q . Curt II Rufi - lib . V ù C . 8 . )
همراهان جديد من كه از خانات خقند مىآمدند اهل « مرگولان » و « اوش » و « نمنگان » بودند . از شرح مفصل احوال آنها صرفنظر ميكنيم زيرا بهيچوجه ارج و قرب رفقاى سابق را درنظرم نداشتند و بعلاوه قرار نبود مدت زيادى باهم باشيم . فقط يكنفر بلد اهل « قونگرات » را از ميان آنها انتخاب كرده با او طرح آشنائى ريختم .
او بما ملحق شده خيال مسافرت از سمرقند را داشت و حاضر بود تا مكه هم با من همراهى كند .
خلق و خويش ملايم و باندازهء خود من فقير بود و به برترى فضل و تبحر من احترام ميگذاشت و حاضر بود خدماتم را به عهده گيرد .
براى رفتن از سمرقند به « كارشى » سه راه موجود است . اولى كه از همه طولانى