با بناهاى متعدد و برجهاى عظيم كه لكلك « 1 » ها بالاى هريك آشيانه ساخته بودند نمايان شد . تقريبا يك فرسخ و نيم به شهر مانده از رود « زرافشان » عبور كرديم . اين رود به سمت جنوب جارى است و با وجود جريان تند آب ، شترها و اشخاص سواره مىتوانند از روى گدار عبور نمايند . در ساحل آنطرف رود هنوز آثار پلى كه معلوم است سابقا در كمال ظرافت ساخته شده بوده برجا مىباشد . بلافاصله در نزديكى آن خرابههاى يك قصرى كه آن هم از سنگ ساخته شده ديده مىشود . به من گفتند كه اين قصر از بناهاى عبد اللّه خان شيبانى معروف بوده است . ازينها گذشته ، در اطراف اين شهر كه در آسياى ميانه رتبهء اول را حائز مىباشد تقريبا هيچ اثرى كه دلالت بر عظمت سابق آن بكند وجود ندارد .
هامش
( 1 ) - در خيوه بلبل فراوان است ولى لكلك هيچ ديده نميشود . در بخارا درست برعكس هيچ برج و مناره يا بنائى كه قدرى ارتفاع داشته باشد وجود ندارد كه در بالاى آن يك قراول يك پا يعنى لكلك ننشسته باشد . درين خصوص خيوهايها بخارائيها را دست مياندازند و ميگويند : « بجاى آهنگ موزون چهچه بلبل در بخارا صداى خشك برهم خوردن منقار لكلك به گوش مىخورد - »