بنشيند و دراز بكشد و راه برود و بخوابد ، الخ . سلطان عثمانى جانشين رسمى محمد محسوب مىشود و بزرگان دربارش از لحاظ مراسم مذهبى در خيوه سرمشق و نمونهء آدابدانى بشمار ميآيند .
اعليحضرت امپراطور تركيه درنظر اين اشخاص نمونهء كامل يكنفر مسلمان است و او را اينطور مجسم ميكنند كه داراى عمامهاى لا اقل به طول پنجاه « اون » ( 188 ر 1 متر ) و ريش انبوهى تا زير كمربند و لبادهء بلندى تا نوك انگشت پا مىباشد . اگر كسى بخواهد اين عقيدهء آنها را اصلاح كند و بگويد مو و ريش او به طرز « فيسكو « 1 » » آرايش يافته و لباسهايش در پاريس توسط « دوزوتوى « 2 » » دوخته شده زندگانى خود را بخطر انداخته است . وقتى نميتوانستم توضيحاتى را كه اين مستمعين مهربان و دوست داشتنى توقع داشتند از روى حقيقت بيان كنم واقعا رنج ميكشيدم ولى آخر چطور ممكن بود معتقدات قلبى آنها را كه با طرز تفكر ما اينقدر اختلاف دارد به اين آسانى جريحهدار ساخت .
تشبازى ( صومعه ) كه ما در آن سكنى داشتيم ازين جهت كه حوض آبنما و مسجد هم در محوطهء آن جا داشت تا حدى مكان عمومى محسوب ميشد و بنابراين صحن آن هميشه پر از مرد و زن بود . يكنفر ازبك با كلاه پوستى به شكل عمامه و چكمههاى بزرگ چرمى تخت كلفت در حالى كه فقط يك پيراهن بلند بعنوان لباس تابستانى بر تن دارد با كمال سهولت همهجا گردش مىكند . منهم بالاخره اين نوع لباس را اختيار كردم زيرا ميديدم اين بالاپوش راحت مادام كه پارچهاش سفيد و پاك است بدون آنكه مباينتى با ادب و نزاكت داشته باشد حتى در بازار هم قابل پوشيدن است .
زنها عمامهء بلند كروى كه از پانزده تا بيست دستمال روسى ساخته شده بدور
هامش
( 1 ) -Fiesko( 2 ) -Dusautoy