مطابق بهداشت معاوضه كنم .
در آسياى ميانه حتى در موقع ديدوبازديد ساده مرسوم است « دستور خوان « 1 » » ( سفره ) را پهن كنند . روى اين پارچهء رنگارنگ معمولا باندازهء مصرف دو نفر نان ميگذارند و مهمان مجبور است چند تكه از آن را تناول كند . كلمهء « سير شدن » درين كشور مفهوم واقعى ندارد و علامت طبقهء سوم بودن است . زوار همقطار من ، بواسطهء اشتهاى كاملى كه داشتند ، خوش معاشرتتر جلوه ميكردند . بيشتر ازين تعجب ميكردم كه چگونه مىتوانند اين اندازه پلو بخورند زيرا حساب كردم كه هريك در آخر غذا دو « ليور « 2 » » برنج و يك ليور پيه در معده انباشته بودند و اين مقدار سواى نان و هويج و شلغم و ترب است كه در ضيافتهاى مشرق زمين عنوان فرعى دارد و با اين غذاها بدون اغراق در حدود پانزده تا بيست فنجان هم چاى سبز مينوشيدند . بديهى است در مقابل اين پهلوانان من نميتوانستم عرض اندام كنم و عموما تعجب ميكردند كه يك همچو مردى كه تا اين اندازه در علم كتابشناسى وارد است چگونه از آداب عادى معاشرت اينقدر بىاطلاع مىباشد .
در ميان علماء شهر خيوه بعضى از پرمدعاها بطريق ديگر مرا عذاب ميدادند .
اين اشخاص خارق العاده كه تركيه و قسطنطنيه را به همه ممالك دنيا ترجيح ميدهند ، ميخواستند از من كه بعقيدهء آنها نمونهء تبحر در علوم ترك - و - اسلامى هستم شرح كاملى از مسائل « 3 » بيحد و حصر بشنوند . حوصلهء من گنجايش اينرا نداشت كه ببينم اين ازبكها با جمجمهء كلفت و عمامههاى بزرگ راجع به طرز شستشوى دست و پا و صورت و قفا با من داخل در مشاجره شوند يا اينكه از روى خلوص در صدد جستجو برآئيم كه يكنفر مسلمان پاك اگر بخواهد كاملا از دستورات مذهبى پيروى كند چطور بايد
هامش
( 1 ) - سفرهايست كه از نخهاى رنگارنگ و زبر بافته شده و غالبا خيلى ناپاك است .
( 2 ) - واحد قديم وزن در فرانسه كه امروزه برابر با نيم كيلوگرم مىباشد .
( 3 ) - مسائل مذهبى .