تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7695

مساهمون:

ص٧٦٩٥

طلبگى و معافيت از نظام

اين قانون در اول ، خدمت عمده به درس و شيوع علم كرد . آنها كه از رعايا و اواسط الناس بودند پسرهاى خود را به سمت قم فرستادند [ كه ] در حوزهء آقاى آقا شيخ عبد الكريم و مدرسه‌هائى كه تعيين نموده بود فقه و اصول عربى بخوانند . دولت هم بنابر قانون كلاه و عمامه همه‌ساله آنها را امتحان مىكرد و بسيار بسيار خوب در قم ، اصفهان و شهرهاى ديگر تحصيل مىكردند ( محض فرار از اجبارى ) . در اين قانون مىنويسد طلبه كه از دو نفر علماى معتبر تصديق داشته باشد معاف است . در سن بيست و يك سالگى با آن كتب فقه و اصول كدام طلبه مىتواند تصديق داشته باشد .

شاگردان مدارس جديد

مدارس جديد هم رونق گرفته بود ، تمام پسرها مشغول درس بودند . بر فرض آن‌كه در يك كلاس متوقف مىشدند ، باز محض ترس از اجبارى جدوجهد مىكردند سال ديگر تقدم حاصل كنند . پدرها ، پسرها را فقط از اين راه تشويق مىكردند و پسرها به همديگر از اين راه سرزنش مىكردند . حاليه اين قانون لطمهء بزرگى به علم وارد كرد . چه بخوانند چه نخوانند بايد اجبارى بروند ( خر مانده منتظر يك چش ) . من هميشه دو پسر خودم را از اين راه مىترساندم ، حالا نمىتوانم . يا پول مىدادم اروپا برود مدرسهء عالى برود ديپلمه شود . اينك ديپلمه را هم بايد به مدرسهء نظام بفرستم آنچه مىداند فراموشش شود . علم نظام را هم فرانگيرد ، يك ولگرد لات لوطى [ بار بيايد ] كه هيچ كار از او برنيايد ، و بال گردن پدر و مادر شود .

جنگ كلاه

اين وضعيت سرباز وظيفهء ماست . البته آنها كه كاملا از اوضاع اروپا مستحضرند ، مىدانند كه تربيت آنها ، نظام آنها ، غذاى آنها ، محل سكناى آنها ، روابط آنها با پدر و مادر و كسان خود چقدر با اين مملكت مغايرت دارد . دولت امريكا سرباز خود را بيمه مىكند چه رسد به ساير وضعيات آن . ما از اين‌همه پولى كه در راه نظام مىدهيم هيچ هنرى و رشادتى هم از آنها نديديم جز « جنگ كلاه » كه معروف عامه شده است .

كمى امنيه

به جاى اين‌همه قشون كه فقط در مراكز خود مشق مىكنند ما اگر يك امنيهء كامل و
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7695 | قهرمان ميرزا عين السلطنه