معاون نظاموظيفه استدعا كردم او را توى دفتر بگذارند . گويا فقط توانست در مدرسهء وكلاى توپخانه بگذارد ، اقلا شبها منزل برود . از طهران مادرم نوشته بود تمام دستهاى او زخم شده ، پاهاى او آبله كرده ، فكرى براى او بكنيد . اين كاغذ به دست خانم افتاد . حالا من ديگر عصر و شب هم از دست خانم آرام و قرار ندارم . سلطان محمود پسر حاجى افخم الدوله [ را ] هم كه معاف بود و در وزارت پست و تلگراف سه سال بود مستخدم [ شده ] مىگفت احضار كرده بودند .
فرار سيد فرهاد
با همهء اين تفصيلات ما اگر يك كرور از اين قبيل قشون داشته باشيم جنگى نمىشوند . قشون بايد تربيت شده ، روح وطنپرستى و ايمان به آن را داشته باشند . بچهء بيست و يك ساله كه هيچ ايمان به وطن و مملكت ندارد . فقط خيالش پيش زن يا پدر و مادر و ديار خود است . كجا مىتواند جنگ برود . وقتى كه سيد فرهاد با حبسيهاى قصر قاجار ( قصر قاجار را محبس خوبى به ترتيب اروپا ساختهاند كه غالب ولگردهاى سرقتهاى كوچك كوچك كرده [ را ] كه دستگير [ مىكنند ] چند ماهى در آن محبس تفريح [ كنند ] و غذاى مرتبى بخورند . ) فرار كردند اينها را يك دسته سوارنظام از همين اجباريها تعقيب كرد . سيد فرهاد براى مشغوليات آنها دو سه كلاه بالاى يك قسمت از كوه قرهآقاج ورامين گذاشت . نظاميان كه رسيدند تصور آدم كردند . آن بدذات هم چند تير از پشت كلاهها شليك كرد و رفت . سه نفر آژان را كشته و از انبار اسلحهء تفنگ و فشنگ برداشته بودند . يك آژان اول را با استخوان قلم پاى گوسفند بدوا كشته بودند . اين نظاميان با جرأت ما يك شبانهروز به كلاه شليك كردند نتوانستند كلاه را بزنند ، نه جرأت كردند نزديك شوند كه ببينند كلهء آدم نيست كلاه است .
آنچه نيست : امنيت قضايى
از همهء اينها گذشته ما نه با روس مىتوانيم جنگ كنيم نه با انگليس ، نه با تركيه .
هرقدر هم خرج اينجور قشون كنيم هدر است . مملكت اگر داراى يك كرور قشون هم باشد وقتى كه امنيت قضائى نباشد چه فايده دارد ، صد هزار نفر در طهران ساخلوى قشون باشد دفع ظلم آن بيوهزن را بايد عدالتخانه كند كه ما نداريم . شاه ما چون از اول عمر خود داخل قشون بوده و جز آن مىگويند چيزى نمىداند كه اينهمه از اشتهارات غلط است ، بيشتر اوقاتش صرف آن مىشود و ميل دارد افراد اين مملكت نظامى باشند و عمدهء ماليات و ثروت مملكت صرف آن شود .