تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7692

مساهمون:

ص٧٦٩٢
سر كند . بيست كرور تومان بعد از كودتا براى قشون اعليحضرت حاليه تخصيص داد ، بيست كرور براى ساير وزارت‌خانه‌ها و غيره و غيره . داوطلب ماهى شش تومان مىگرفت و اگر غذايش هم بد بود مخالفت مىكرد . حالا به اين نظاميها با آن‌كه چهار كرور هم به مقاطعهء وزارت جنگ اضافه شده سواى فوق العاده‌ها كه در مورد قشون‌كشى لرستان ، خوزستان ، و غيره و غيره كه در حقيقت خودكشى است دريافت مىدارند ماهى هفت قران مىدهند ، با آن لباس و آن شام و ناهار حساب و كتاب هم در بين نيست .

تلف شدن سرباز

ده سال است كه اين پولها عايد وزارت جنگ مىشود و احدى از آحاد مملكت خبر ندارد كجا مىرود ، چه مصرف مىشود . جز آن‌كه در افواه معروف است بيشتر آن در بانكهاى امريكا و سوئيس در مرابحه است . . . « 1 » چون در ايران به واسطهء طبيعت زمين ، آب و هوا اختلاف كلى دارد و غذاهائى كه مصرف مىكنند باز مختلف است خيلى از اين نظاميان تلف مىشوند . مثلا الموتى را به طهران مىآوردند ييلاقى است ، هواى گرم طهران به او سازگار نيست تلف مىشود . او در الموت يك وعده برنج مىخورد ، يك وعده نان . گوشت هيچ استعمال نمىشود . در طهران همه را نان و گوشت و آش گل‌گيوه [ مىدهند ] البته مريض مىشود . بايد تصديق كرد كه وضع مريض‌خانهء نظام ، دوا و غذا و پرستار هم بطور كامل نيست و بالاخره دوتاى آنها تلف نشود يكى خواهد شد .

وكيل‌باشيها

وكيلها ، وكيل‌باشيها هم از همان داوطلبهاى سابق قزاقخانه و ژاندارمرى هستند . بىاندازه به آنها صدمه مىزنند و كتك مىزنند و مىخواهند مثل يك سلطان با اقتدارى رفتار كنند . روزى نيست كه چند مرتبه در سرمشق اين نظامى جديد كه از پشت گاو يا دكهء كاسبى وارد نظام شده شلاق ، سيلى ، لگد ، مشت نخورد . چند نفر آنها را من ديدم از لگد وكيل‌باشى قر شده بودند . قسمت عمدهء اين زجر و كتك براى گرفتن پول است ، خصوصا از شهريها و متمولين . يكى از كارهاى ديگر اين است كه مسلمان ، زردشتى ، جهود ، عيسوى را در يك رديف ، يك اطاق ، يك سفره نگاه مىدارند كه همه از هم در مذهب ، نژاد ، اخلاق ، غذا مغايرت دارند . در قزوين كه قشون انگليس بود سرباز هر مذهب و نژاد جداگانه غذا و
هامش
( 1 ) - نقطه‌چين در اصل است .