تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7697

مساهمون:

ص٧٦٩٧

سياست شاه : فربه و لاغر

آن مراكز امراى لشكر ، اركانهاى حرب آنها همه برهم خورده . تيپها فوج شده و كليتا را صاحب‌منصبان جديد اداره مىكنند . ساير ادارات هم با همان جوانها اداره مىشود . اعليحضرت همه را فربه مىكند بعد لاغر . آن امراى لشكر سابق و مباشرين ارزاق و لباس و غيره و غيره را ، هرچه ممكن شد و آشكار بود از دستشان گرفت تا برسيم به اين تازه‌چرخها .

سانسور - تقيه

بارى همه‌چيز سانسور است . هيچ‌كس قادر نيست وقايع را ، مجلسى [ را ] بگويد ، چه رسد در جرايد درج شود . از هيچ واقعهء سوئى ، انقلابى ، اغتشاشى ، پلتيكى مردم مسبوق نمىشوند مگر خود دولت انتشار بدهد . من هم كه در بالاخانهء كوريجان چيز مىنويسم باز تقيه مىكنم و حقيقت را نمىتوانم عريان به نظر قارئين برسانم .

پهلوى ، پهلوى ، پهلوى . . . - حبس مرآت السلطان

در همهء شهرهاى ما به همه‌چيز « پهلوى » مىگفتند . مخمل پهلوى ، چيت پهلوى ، كبابى پهلوى ، هوتل پهلوى ، گاراژ پهلوى ، و غيره و غيره . شاهزاده مرآت الممالك « 1 » يك شب با جمعى در خانهء يكى از رفقاى خود مهمان بود . پس از صرف مشروبات زياد و ترياك هى مىگفت از آن « تربچهء پهلوى » بدهيد ، از آن « ماست پهلوى » مىخورم . از آن « كباب پهلوى » نوش جان كنيد . يكى از اهل مجلس براى اذيت او به يك مفتش گفت . صبح او را نظميه بردند و دو ماه حبس كردند . توى خيابان دو نفر با هم صحبت مىكردند كه اين يكى به آن يكى مىگفت من خواب ديدم شاه تاج خود را وارونه گذاشته بود . هر دو دستگير [ شدند ] و تا يك هفته استنطاق [ مى ] دادند .

جريمه براى اسم ميدان توپخانه

ميدان توپخانه را كه اسمش را ميدان سپه گذاشتند مردم بر سبيل عادت ميدان توپخانه مىگفتند . اگر آژان مىشنيد فورى پنج هزار او را جريمه مىكرد .
هامش
( 1 ) - اشتباه از نويسنده است . منظورش مرآت السلطان محمد مهدى ميرزا جهانسوز شاهى است كه در دورهء پنجم از كرمانشاه وكيل شد . شعر مىگفت ، تخلص او مرآت بود . در 1327 فوت كرد . ( مسعود سالور )
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7697 | قهرمان ميرزا عين السلطنه