تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7693

مساهمون:

ص٧٦٩٣
منزل داشت ، حتى شيعه با سنى مخلوط نبود ، چه رسد به بودا و برهمن و غيره و غيره . غذاى آنها همه به آن اسلوبى داده مىشد كه در خانهء خود زندگانى مىكرد ( مملكت هند را دو سياست انگليس در حقيقت نگاه داشته : يكى عدم دخالت در مذهب ، ديگرى عدالت . )

گارد شاهنشاهى ، گارد همايونى

كار خبط ديگر نظام ما اين است كه اصل مساوات را ملحوظ داشته [ اند ] . پسر هركس باشد بايد با آن دهاتى كه هر را از بر تميز نمىدهد معاشر باشد . آنچه گفتند شما يك دسته نظامى به اسم گارد شاهنشاهى ، گارد همايونى ، گارد ايران تشكيل بدهيد كه اشخاص پدر مادردار تحصيل‌كرده با امتياز لباس ، خوراك و منزل در آنجا مشغول خدمت باشند براى آن‌كه خرجش زياد بود قبول نشد . متصل اينها فرار مىكنند و متصل مأمور به دهات مىرود . آن‌وقت چه داستانى است ، فصل جداگانه لازم دارد . مأمور تا زير رخت‌خوابهاى زنهاى ده را تفتيش مىكند ، آن‌وقت مبلغى گرفته مىرود ، باز ماه ديگر ، ماه ديگر ، چه و چه حكايتها .

حذف مستثنيات

امسال نمىدانم چه فكرى پيش آمد در قانون نظام‌وظيفه تغييراتى داده شد كه آن مستثنيات را به كلى سواى عجزه و كفيل ملغى كردند . شاگردهاى سيكل اول را بردند ، طلاب مدارس را بردند ، مستخدمين دولت را بردند ، قيم موقوف شد ، براى كفيل شرايط سختى قرار دادند ، حتى ديپلمهء مدارس عالى اينجا و اروپا را هم ارفاق فرمود كه چند ماه در مدرسهء نظام فنون نظامى بياموزند . ( [ مىخواهند ] سرتاسر مملكت ما آلمان سابق شود كه او هم كارى نكرد و به اين روز افتاد . )

بوسيدن سم اسب ركن الدوله

در همدان ، اطراف مقبرهء بو على ، هنگامه‌اى از پدرها و مادرها و زنهاى مشمولين بود كه حقيقت رقت‌آور بود . ركن الدوله كه به مهمانى حصار آمد مىگفت زنكه پس از آن‌كه چند مرتبه دور من گشت ، بنا كرد سم اسبهاى درشكه را بوسيدن . من گفتم اسبها مال سعيد الممالك است . اين حال روزهاى من است تا ظهر ، اما بعد آن تا موقع خواب پسر بزرگ من به واسطهء اين‌كه مرحوم پدرم او را لوس بار آورده بود در كلاس هفت متوقف شد برعكس پسرهاى ديگرم . امسال او را بردند . من از سرهنگ بقائى كه همدانى است و
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7693 | قهرمان ميرزا عين السلطنه