تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7966

مساهمون:

ص٧٩٦٦
و شاهزاده منصور پسر شعاع السلطنه گذاشتند . من هم رفتم . تمام طبقات مردم دسته دسته گروه‌گروه آمدند و خيلى اظهار تأسف نمودند . مردم هنوز به قاجاريه تعلق [ خاطر ] دارند و حقيقة اعمال رضا شاه و پسرها و دخترهايش همهء سلاطين قاجار و ما را روسفيد نمود .

قاجارها و احترام به دين

من نمىگويم ناصر الدين شاه شراب نمىخورد يا روزه مىگرفت يا سلطان احمد شاه مقدس و نمازخوان بود اما صورت ظاهر را حفظ مىكردند و به مقدسات دين احترام مىگذاشتند ، علما را تشويق كرده پاس احترام آنها را نگاه مىداشتند . من خودم با ناصر الدين شاه همراه بودم پياده تا مسجد شاه رفت و پاى وعظ نشست . مسجد سپهسالار رفت نماز كرد . مثل تمام سلاطين روى زمين به هر دين و آئينى كه هستند به آن احترام گذاشته به مقدسات آن تكريم مىكنند .

رضا شاه و شام غريب

رضا شاه اول خيلى تظاهر كرد . جلوى دستهء سينه زن مىافتاد . خودم ديدم شب عاشورا و يازدهم شمع به دست گرفته با تمام افسرها مسجد به مسجد مىرفت . شب غريب مىگرفت . امير لشكرها مثل خدايار خان ، جان محمد خان ، عبد اللّه خان و غيره و غيره نوحه مىخواندند . مثل ابر بهار گريه مىكردند . يك‌مرتبه به همه پشت‌پا زدند . من نمىگويم آن دستجات ، آن قمه‌زدنها خوب بود اما روضه در مسجد يا خانه يا نماز جماعت چرا بد بود و متروك كرد . به پادشاهى كه رسيد تيمورتاش ، داور و جمعى ديگر از لامذهبها ، چاپلوسها دورش جمع شدند ، خودش هم مايل بود و آبادى و تمدن را روى اصول بىدينى تصور كرد . اوضاع دگرگون شد .

مظاهر فرنگىمآبى

گفتند [ تا ] زنها باحجاب [ باشند ] مملكت ترقى نمىكند حجاب برداشته شد . خانمها به اين اكتفا نكرده سروگردنهاى قشنگ خود را بيرون انداخته ، سينه‌هاى بلورى و بازوهاى لطيف را باز [ كردند ] ، حتى جوراب هم پا نكرده ساقهاى زيباى خود را به همه نشان دادند . [ از رفتن ] توى اين كافه آن كافه ، شرب مسكر ، رقص ، آواز ، آن مفاسد برخاست . داخل وزارتخانه‌ها شدند . رئيس و مرئوس از صبح تا تعطيل اداره همه كار را زمين گذاشته مشغول عشق‌بازى شدند . پيش‌آهنگ ترتيب دادند . يك ماه يك ماه دختر و