حركت شاه به اصفهان
شاه با خانوادهء خود به اصفهان رفت كه آنجا تشكيل دولت خود را بدهد . نمىدانم چطور شد مراجعت كرد ( من يادداشت مرتب همراه ندارم . آن جرايد هم تهران است .
حافظهام در جوانى خوب نبود چه رسد به حالا كه پيرم . پس اگر سهو و خطائى بشود يا تاريخ و مطالب پيش و پس معذرت مىخواهم . ) گويا مىدانست و به او گفته بودند عمر سلطنتش به آخر رسيده و ايران را بايد وداع كند . در توقف تهران آنچه از وزن سبك و قيمت سنگين بود جمعآورى كرده شب را هم حكم كرد چراغها را خاموش كردند ( مردم تهران آن شب همه را تا صبح بيدار و در وحشت بمباران بودند ) با چهل ، پنجاه كاميون مملو از بار اصفهان رفت . سواى وليعهد و فوزيه همه را همراه برد ( گفتند در اين دو سفر اصفهان آنچه طلا و جواهر در بازار و دكاكين آنجا بود خريدارى كرد ) .
راديوى لندن
متعاقب ذكاء الملك فروغى نخستوزير شد « 1 » . مجلس هم وكلا [ ى جديد ] حاضر [ بودند ] ولى منعقد نشده بود . اعتبارنامهها نگذشته بود . مردم هم به اين وكلاى فرمايشى مايل نبودند . روزنامهجات و راديوها هم ولكن معامله نبودند . خصوصا راديو لندن كه فجايع و اعمال زشت شاه را [ گزارش ] مىداد و برائت ذمه از خود [ مىكرد ] كه هيچ همراهى با او نداشتيم ، بلكه مكرر به او نصيحت كرديم نپذيرفت .
مصالحهنامهء رضا شاه و بخششنامهء محمد رضا شاه
قوام الملك شيرازى كه مدتها در طهران حبس نظر [ بود ] با آقاى سجادى وزير راه به اوامر خارج و داخل به سمت اصفهان مأمور شدند كه استعفاى شاه را بگيرند . رفتند استعفا را گرفتند . بعد به شاه گفتند بايد آنچه دارى به وليعهد خود بخشش كنى و به روى .
خواهىنخواهى راضى شد . فورى مصالحهء نامچه رسمى دفترى از او گرفتند و از ترس آن [ كه ] مبادا پشيمان شود همان دقيقه حتى ناهار صرف نكرده به سمت طهران حركت كردند . فرداى آن روز فروغى و ساير وزرا خدمت وليعهد رفته گفتند كه بخواهى شاه بشوى بايد اين املاك را سواى سعدآباد و عمارات بىحساب شهر و اثاثيه كه باقى مانده به ملت برگذار كنى كه ملت به صاحبان آن بدهد . هشتاد و شش مليان تومان پول كه در
هامش
( 1 ) - ذكاء الملك از جانب رضا شاه به رياستوزرايى رسيد و چون دورهء مجلس دوازدهم به پايان رسيد در تاريخ 22 آبانماه 1320 مجلس سيزدهم افتتاح شد ( ا . ا . ) .