تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7969

مساهمون:

ص٧٩٦٩

مقاطعهء رئيس خواربار رزن

رئيس خواربار رزن چهارده هزار تومان به رئيس خواربار شهر داده است و مقاطعه نموده . سرباز اجبارى مهاجران را كدخدا سيصد تومان از رئيس كبودراهنگ مقاطعه كرده بود از رعيت يك هزار و پانصد تومان گرفت . وقتى كه از پايه كارها خراب شد ديگر اصلاح‌پذير نيست . كتمان نبايد كرد كه بيشتر مردم شهرنشين ايران طالب اين آزاديها بودند . شوق‌وذوق داشتند كه با خانمها رقص كنند يا آزاد در مدارس و كوچه‌ها با دخترها گردش .

آزادى بىبندوبار

من خودم ديدم فلان آخوند كه از آب سرد پرهيز مىكرد نماز و روزه‌اش ترك نمىشد يك بطرى عرق خورد ( وقتى كه تغيير لباس داده بود [ و ] فكلى شده بود ) . مست نشد معلوم بود سابقا مىخورده منتهى محرمانه . و الا چطور مىشود شخصى غيرعادى از يك بطر عرق مست نشود . يا در خانهء گوهرى بازى تخته مىكرد با طاس خورد . از آن كلاهى كه چندين سال بود تخته‌باز بود مىبرد . ليكن توده اين‌طور نبود . مردم دهات همه را نمىپسنديدند برضد آن بودند و نفرين مىكردند . زيرا مملكت ما با اروپا بسيار فرق داشت . در حالى كه خود اهالى اروپ هم از اين‌همه آزادى به ستوه آمده و خسته شده‌اند .

مهملات ظاهرى

طلوع هيتلر ، موسولينى ، جنرال فرانكو ، خود پهلوى مولد همين آزادى زياده از حد بود و شاه ما ندانست گول خورد . چنانچه مارشال استالين تا درجه‌اى جلوى آن آزادى و خراب‌كارى ماسبق خود را گرفته ، دارد مرام كمونيست را تغيير مىدهد . رضا شاه در اين بيست سال كه ايران از جانب روسها ايمن بود و دنيا هم تا درجه‌اى ساكت خيلى كارها مىتوانست صورت بدهد . آن كارهاى اساسى را نكرد به اين مهملات ظاهرى پرداخت كه امروز جبران‌پذير نيست .

درخواست محاكمهء رضا شاه

جرايد ما ، هوچيهاى مملكت ما ، جوانهاى ما ، همانها كه پهلوى را به قاب قوسين رسانيده بودند « چه فرمان يزدان چه فرمان شاه » شعارش داده بودند ، « خدا ، شاه ، ميهن »
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7969 | قهرمان ميرزا عين السلطنه