تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7962

مساهمون:

ص٧٩٦٢

ورود قشون انگليس

خبر دادند در عمارت حكومتى و شهردارى تهيه و تدارك ورود جنرال و صاحب‌منصبان و قشون انگليس را مىبينند . معلوم شد بمبها پيش‌قراول و اخبار ورود قشون انگليس بود . معلوم نشد چند نفر يا چندين نفر كشته شدند و اينها به ناف شهر و مركز شهر بمب نينداختند نزديك دروازهء عباس‌آباد و كمى از گوشهء مغربى شهر بمب ريخته شد . يك بمب هم كنار محلهء يهود منفجر شد . يكى هم توى چاه افتاد . بچه‌ها همين‌طور كه از طياره ابلاغيه مىافتاد جمع كرده دانه دانه يك شاهى صد دينار مىفروختند . اين‌بار هم به همان گمان و چند نفرشان شهيد يك شاهى و صد دينار شدند . زخمىها [ را ] به مريض‌خانه بردند . پاسى از شب رفته خبر دادند كه جنرال و صاحب‌منصبان در فرماندارى و بلديه پذيرائى شدند . دو بمب منفجر نشده را هم تقديم ورود كردند . جنرال به فرماندار و رؤساى ساير ادارات اطمينان داده بود كه با كسى كارى نيست مشغول امورات خود باشيد . بعد براى شام و استراحت به عمارت نفت جنوب رفتند . اسم جنرال « رون بوت » [ بود ] . هيچ ابلاغيه ، آگهى ، تلگرافى از اخبار تهران و غيره منتشر نشد . مردم هم تا روز يكشنبه كه من از شهر حركت كردم ، همان در باغات بودند . دو درشكه دانه‌اى بيست تومان كرايه كرده كوريجان آمديم . دوشنبه غروب امير الدوله از زنجان فرار كرده در آرامشگاه كوريجان كرتى « 1 » برايم فرستاده بود كه شاه رفت پسرش را هم نمىخواهند . من به همدان مىروم وسيلهء حركت خودم را فراهم كنم . معلوم شد اوضاع خمسه و آن‌طرفها بدتر از اين سمت است . اطلاعات بعد است زيرا آن موقع تلگراف ، پست ، همه‌چيز سانسور بود . شاه لجاجت كرد . آنها براى رساندن اسلحه و مهمات احتياج مبرم به راه‌آهن و جاده‌هاى ايران داشتند .

قواى روس و انگليس در ايران

شب سيم شهريور قشون روس و انگليس وارد كليهء سرحدات ما شدند و بحريهء انگليس تمام آن چند كشتى [ را ] كه به خون دل تهيه شده بود غرق و ضبط كردند . شاه به حرف كسى نمىرفت ، مشورت نمىكرد ، كسى هم قدرت نداشت به او راهنمائى كند . نمىدانم چه شد كه تلگراف متاركه به همه‌جا شد . ساخلو تهران را هم شبانه مرخص كردند . تمام اين سربازها ولو شدند در شهر و از سرحدات به داخلهء مملكت . همه‌جا
هامش
( 1 ) - - كارتى .