افت و تعارفات ديگر تنى سيصد تومان عايد ما نشد . خدا بركت به كوريجان بدهد ، عمر به رعايايش و خداوند رحمت كند پدر مرا كه همچو ميراثى براى ما باقى گذاشت . خدا مرا هم بيامرزد كه يك دانگ آن را خريدم و آنقدر آبادى كردم زحمت كشيدم . گوش به حرف برادرها نداده ، اجاره ندادم و نتيجه مىبرم انشاء اللّه . اميد كه اولاد من هم هيچوقت خيال فروش نكرده ، اجاره نداده ، زحمت كشيده آبادتر كنند .
سابقهء كوريجان
كوريجان هفت محلهء خرابه دارد كه آباد بوده . همينقدر رشتهء قنات كوچك و بزرگ ، يكى داير ديگرى را هشت سال است من مشغول آن هستم . امسال بيايد با اين دو هزار تومان خرج مىگويند آباد [ مىشود ] و چندين سنگ آب خواهد داشت ( ادوات جديد نداريم با كلنگ قديمى و بازوى ناتوان مقنى بىانصاف ناشى بهتر و تندتر نمىشود كار كرد ) . به عقيدهء من محقق مىدارد كه در قديم يعنى از قبل از نادر شاه هم جمعيت ايران زياد بوده هم امنيت ، هم فلاحت . چطور جمعيت زياد بوده براى همين آثار شهرها و دهات . امنيت ، براى اينكه اگر نبود كوريجان كه آن روز در هفت محل جمع شده بود امروز در يك نقطه جمع نمىشد . باز همانطور متفرق و دور از هم زندگى مىكردند [ و ] فلاحت . البته اين آباديها نزديك به زراعت و باغ بودند زودتر و بهتر به رعيتى مىپرداختند ، تا اينكه امروز از اين محل يك فرسنگ دو فرسنگ راه رفته ، گاو خسته ظهر به آنجا برسد و زودتر براى بعد مسافت مراجعت كند . چقدر تخم خواهد كاشت ، چقدر مسافت غلهء خود ، علف خود را بياورد . هم كار كمتر بود هم تفريط غله ، هم حفظ اينها آسانتر . كوبيدن و آوردن به خانهها سهلتر ، حشم به تعليفگاه نزديك . امروز يك فرسنگ حشم بايد برود تا به چراگاه برسد . آنجا هم در آن ايام سه نقطه چاه آب بود كه حالا نيست يكى را من پارسال هزار تومان خرج كردم آب درآمد امسال خشك شد .
گوسفند تشنه علف نمىخورد . علف به قدر كفايت نخورد چاق نمىشود شير كم مىدهد .
مشكلات زراعت
پس قبل از نادر كشور ما آبادتر ، امنتر و زراعت آن به مراتب بيشتر بوده است .
جمعيت ما با اين ترتيب كه پيش آمده خيلى مشكل است زياد شود ( مگر مهاجر زياد بيايد ) . اما آبادى و زراعت البته اگر سدها را ببندند ، مخزنهاى جديد مثل مصر و سودان و غيره درست كنند ، ادوات جديد دسترس رعايا و مالكين بگذارند بقدرى فزونى خواهد يافت كه به اقطار عالم ببرند . افسوس ادوات جديد به دست ما نمىدهند ، سدهاى قديم