تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7929

مساهمون:

ص٧٩٢٩

ثبت كوريجان

نمىتوان منكر مرجع دادرسى كه عدليه باشد گرديد ، ليكن نه عدليهء ما ، نه دادرسى ما ، نه ساير ادارات ما ، من يازده سال است كوريجان را ثبت داده‌ام ، دوازده روز نماينده و مهندس ادارهء اينجا ماند ، همه‌روزه خودم با آنها و جمعى رعيت براى گذاشتن علامت صحرا رفتيم . دو اعتراض پيدا كرد هردو گذشت . اما تا امروز من نتوانسته‌ام سند مالكيت را بگيرم و دو شريك ، برادر من ، مرد هنوز سند به دست من و ورثه نرسيده است . حالا هم از روز ورودم به همدان متصل نوشته و گفته ، اطرافيان و دوستان را به شفاعت گماشته‌ام ، باز مىنويسند اگر هوا خوب باشد و اتومبيل بيارند . در صورتى كه ديروز 21 آذر برف آمده و صحرا برف است مشكل بيايند . اتومبيل هم براى يك شب و دو روز قريب صد و پنجاه تومان كرايه مىخواهد . در امريكا مأمورين در اين ايام جنگ پياده يا با الاغ و يابو مسافرت مىكنند . آقا با درشكه چهار فرسنگ راه را در زمين اسفالت شده كه شايد دو ساعت وقت لازم داشته باشد ناز و غمزه مىكند . در حالى كه يخ‌بندان نيست ، هوا هم آنقدر سرد نشده . سه ماه هم هست من مىگويم و مىنويسم .

عدليهء ما

حالا عدليهء ما كه بدايت ، استيناف و تميز دارد . خدا به داد شاكى برسد و به دست وكيل و آن محاكم . ( ق . سالور ) ما پس از فوت پدر دچار شديم . در حالى كه مصالحه‌نامهء صحيح در دست بود . وراث اناث هم صلح ديگرى به قوانين امروز نمودند [ و ] جاى ادعائى باقى نماند . يكى از دامادها ( رفعت السلطان ) شوهر همشيره ماهوش خانم نواب عاليه آغاز گفتگو كرد . با اين اسناد محكم و مستحكم ، چندين سال در عدليهء طهران ، همدان ، قزوين [ و ] آخرش كرمانشاه محاكمه طول كشيد و خسارات كلى وارد شد . هنوز هم حكم استينافى و تميزى ملك قازياتان ورثهء مرحوم عماد السلطنه به دست وراث نرسيده است كه صدور ورقهء مالكيت آنجا هم باقى است ( مال ما كه گذشته نمىدهند ، چه رسد به او ) . حالا نكتهء مهم و قابل‌توجه چيست ، از ما ملاحظه مىكنند كه پول بگيرند مبادا درز كند . با اين حال ما پول زياد داده‌ايم و نفسمان هم درنيامد زيرا قانون راشى و مرتشى را مجرم و مقصر مىداند ( يكى از قانونهاى بد ) ( ق . سالور )
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7929 | قهرمان ميرزا عين السلطنه