تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7933

مساهمون:

ص٧٩٣٣
را داير نمىكنند ، مخازن آب سبك جديد تهيه نمىكنند . همين كه داريم راحت نمىگذارند رعيتى كنيم . مثلا من آمده‌ام در ده رعيتى كنم ، آبادى كنم مگر اقتصاد ، مگر دولت ، مىگذارد راحت باشم . مشغول آن شوم لا و اللّه .

موانع دولتى

همه را مشغول كارهاى من‌درآوردى كرده و راحت نمىگذارند . همين سرباز اجبارى نصف دهات را خراب كرده و يك ماليات گزافى براى رعيت شده كه صد رحمت به مالياتهاى پيش . هزار تعدى ديگر ، هزار ظلم به عنوان قانون ، هزار مصيبت ديگر . رئيس ماليات بر درآمد از خركچى ، از چرچى ده به آن عنوان رشوه و تقديم مىگيرد . ثبت آمار و احوال خود يك مالياتى شده كه حد و حساب ندارد . كتابچه جاى سفيد ندارد و الّا شرح مىدادم تا خواننده عبرت از مشروطه و قانون و دموكراسى ما بگيرد . هركس بخواهد شوهر كند يا زن بگيرد ولو اين‌كه ريشش سفيد باشد به آن ملا كه اجازهء عقد دارد پيغام مىكند مشمول نيست ، چه وقت آن وقت كه ديگ غذا بالاى آتش است . مهمانها آمده‌اند عقد و عروسى بايد بشود . بايد كدخدا برود التماس درخواست ، دست‌بوسان ، پابوسان به قدر استطاعت طرف پول بدهد تا بگويد مشمول نيست اجازه دارد .

ماليات مرغ - دستورهاى عجيب

ماليات صد سه - يك مرغ از رزن بخواهند آن طرف جاده ببرند مىگويد صد سه هرچه زورش برسد . حتى از ده شاهى هم نمىگذرد از آن برندهء مرغ بگيرد . بخشدار چه داستانى است چه ظلمى است . لله در قازياتان درخت مىكاشت يك فعله را فرستاده بود در دهات كه درخت‌كارى كنند . مأمور رسيد گفت درخت مىكاريد . گفت مگر كورى درخت مىكارم . التماس كرد گرسنه‌ام . لله دو هزار داد برو ناهار كوفت كن . همه‌روزه مأمورش توى دهات پراكنده است . حمامها را شير بگذاريد . دوش تهيه كنيد . كوچه پاك نيست . كلاهها خراب است . زنها چادر بر سر دارند . طويله و خانه بهدارى ندارد ، مرض مىآورد . سگ توى كوچه است . موشها را بكشيد . شپش ناخوشى حمل مىكند ، چه و چه . انسان مات مىماند ، شاخ درمىآورد . آخر هر حكمى ، امرى ، ناهار است ، شام ، ترياك ، حالا مطالبهء عرق هم مىكنند . صبح مبلغى پول گرفته تا گورشان را گم كنند و به آبادى ديگر بروند .