وفات آقا محمد جولانى عالم زاهد
علماى درجهء اول همدان در اين تاريخ 1321
1 - آقا محمد جولانى
2 - آقا شيخ على دامغانى « 1 »
آقا ميرزا محمد جولانى ( يكى از محلات شهر همدان ) در سن نود سالگى بلكه بيشتر در اين ماه فوت كرد . عابد زاهد گوشهنشين بود . چهل هزار نفر تشييع جنازهء او را كردند . تمام شهر عزادار شد . همهجا ختم گذاشتند ، حتى در دهات ، حتى يهود و ارامنه .
در كليساى ارامنه پس از دعا و نطق كشيش آقاى اورنگ وكيل همدان كه همدان آمده بود نطق كرد . مردم اينهمه ختم ، اينهمه عزادارى ، چهل هزار نفر تشييعكننده در صورتى كه اين آقا ناهار مىخورد شام شب نداشت ، شام مىخورد ناهار نداشت . قبايش تمام وصله داشت . نصف اطاقش گليم پاره داشت ، نصف بىفرش بود . بيست و يك نفر عائلهء او بود كه بايد همهچيز آنها را بدهد و قادر نبود . خوب اگر بهجاى اينهمه احساسات ، خرج ، مخارج و اين چهل هزار نفر جمعيت در زندگانى همراهى مىكردند بهتر نبود ، خدا راضى نبود . اين چهل هزار نفر نفرى يك ريال مىخواستيد به او اعانت كنيد تا به اين ذلت و تهىدستى زندگى نكند ، آبرويش ريخته نشود . حالا اين احترامات شما خرجهاى شما چه درد او [ را ] دوا مىكند . پس حالا جبران ما سبق او كرده به خانوادهء او ، به امثال او رعايت كنيد . براى فوت او نگذاريد .
قصد تهران
شب جمعه 12 دىماه 1321 است مطابق 23 ذيحجة الحرام 1361 - كارها امسال به تمام [ معنى ] معوق مىماند . اثر جنگ عالمسوز به همهچيز و همه كار سرايت و دخالت دارد . چند كار داشتم هرچه تلاش كردم انجام نگرفت . منجمله از همه واجبتر عمل ادارهء اقتصاد بود كه بهمن ميرزا از روى عدم بصيرت دويست و پنجاه خروار تعهد سپرده بود و اين تعهد در اين سال گرانى براى من پيراهن عثمان شده . اقتصاد تعهد را مدرك قرار داده مطالبه مىكند . با اين حال من خسته شدهام و خيال رفتن طهران را داشتم .
هرچه مىشود بشود . وسايل رفتن به واسطهء جنگ و نبودن رزين كارها را از همه دشوارتر كرده . بطوريكه وسايل خيلى خيلى ندرت پيدا مىشود . خيال داشتم با بهمن سر جادهء شسه رفته بلكه به وسيلهء اتومبيلهاى نفتى يا اتومبيلهاى انگليس و روس كه
هامش
( 1 ) - در آخر ماه رمضان 1362 مطابق اول مهرماه 1322 وفات كرد . ( حاشيه از مؤلف )